جلسه ۱۸۹
3در مورد خداوند متعال اگر بگوییم که این اختیار از اختیار خودش ناشی میشود تسلسل لازم میآید. اگر بگوییم که ناشی میشود از یک اختیار در غیر که آن غیر این اختیار را در وجود خداوند متعال مجبول کرده و قرار داده است اگر اینطور باشد پس برگشت این به یک ارادۀ ازلی است که باید نقل کلام در آنجا شود پس بناءً علیٰ هذا نفس اختیار الله تعالی الأشیاء این نفس اختیارش منوطِ به اختیار نیست بلکه این اختیار خداوند همۀ افعال و همۀ ذوات را شامل است و هیچ ذرهای بهواسطۀ اختیار خداوند از دریچۀ فعل خدا بیرون نمیرود بلکه همۀ آنها در این اراده و مشیّت خداوند قرار میگیرند، این دلیل چهارم که مرحوم حاجی آوردهاند. البته باید مطالبی که در حواشی هست را به آن اضافه کرد تااینکه تا حدودی مطلب را برسانیم.
دلیل مرحوم حاجی بر عدم انفکاک بین ذات و فعل
دلیل پنجم این است که شما چگونه بین ذات و فعل قائل به انفکاک میشوید؟! ذات را خداوند داده است ولی فعل مربوط به ما است، ذات از طرف او است اما فعل تفویض به ما شده است در عنایت، ذات خداوند دست دارد ولی در پیدایش فعل دست او کوتاه است! درحالیکه ذات بر ملکاتی تخمیر شده است که آن ملکات یعنی حالات راسخه آن ذات را بهوجود میآورد، آن حالات راسخه هم بهواسطۀ افعال و کردار [ذات را تشکیل میدهند] حالا چه علمی و چه عملی؛ ملکات علمی یا ملکات عملی که ملکات علمی عبارت از ادراک شعور است و ملکات عملی عبارت از تغییر نفسانی و تبدّل ماهوی است که هویت انسان تبدّل پیدا کند و مجرد شود.
ملکات باعث تغییر ذات
افعال باعث تغییر ملکات
همۀ اینها باعث تشکیل ذات هستند یعنی آنها ذات را تشکیل میدهند. اینکه الآن یک ذاتی دارای این خصوصیات است چون ملکاتش آن ذات را اینطور کرده است اینکه میبینید ده سال دیگر ذاتش تغییر میکند چون ملکات باعث تغییر این ذات شدهاند؛ ملکات هم بهواسطۀ فعل و اعمال و اینها پیدا میشود. بنابراین افعال ما باعث تغییر ملکات ما است ملکات هم باعث تغییر ذات ما هستند پس چطور ذات از طرف او است اما افعالش از طرف او نخواهد بود؟! این دلیل مرحوم حاجی بر این است که انفکاک بین ذات و فعل در اینجا نمیشود؛ اگر یک ذاتی را خدا داده است ملکات را هم خدا میدهد یعنی ذات بدون ملکات نداریم که شما ذوات ما را به حسابی بریزید اما ملکات و افعال ما را در یک وادی دیگر قرار بدهید.

