اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شي‌ء خلافا للثنوية و المعتزلة

جلسه ۱۹۱

توضیحات:

75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شي‌ء خلافا للثنوية و المعتزلة

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۹۱

4
  • بیان مصادیق حیات

  • ولی حیات تفاوت پیدا می‌کند، هر حیاتی یک ‌نحو است؛ حیات حیوانی داریم، حیات نباتی داریم، این درختان همه حیات دارند چون تولید و رشد و نمو می‌کنند، حرکت می‌کنند. بله همۀ اینها دارای حیات هستند. اگر شما یک سنگ را یک جا بگذارید همان‌جا سر جایش هست و هیچ رشد و تولید ندارد و حرکت نباتی دارد. حیوان حیات دارد؛ حیات بالاختیار دارد و این‌طرف و آن‌طرف برای خودش می‌رود. انسان حیات دارد برای خودش فکر می‌کند تأمّل می‌کند؛ در مجردات تأمّل می‌کند و حرکات حیوانی هم دارد. ملائکه حیات دارند این ملائکه دارای قدرت هستند دارای علم هستند بلکه اصلاً وجود آنها وجود علم است یعنی وجود ملائکه اشتداد علمی است و آنها قادر و مختار هستند و افعال مجردۀ دور از شوائب نفسانی و حیات دنیوی دارند. همین‌طور تا به خداوند متعال می‌رسد که او علم محض است بنابراین قدرت محض است بنابراین باید حیات محض باشد و آن حیات او عین علم و عین قدرت می‌شود البته بنا بر مبنای آقایان که می‌فرمایند: علم و حیات و قدرت عین ذات است و عینیت مصداقیه و عینیت مفهومیه دارد البته راجع به مفهومیه نمی‌گویند اما در مصداقیه می‌فرمایند که عینیت مصداقیه دارد.1 درهرصورت به این بحث نیست که آیا زائد بر ذات هستند یا عین ذات هستند یا لازم لاینفک ذات هستند ولی آنجا علم و قدرت عینِ حیات می‌شود و حیات عینِ علم می‌شود.

  • همین‌طور ما می‌توانیم در جمادات هم این علم و حیات و قدرت را استفاده کنیم به‌جهت اینکه تمام این اشیاء در وجود [داخل هستند]، وقتی که ما علم و حیات را لازمۀ برای وجود دانستیم، جماد هم یکی از اطوار وجود [است]، طور وجود حتماً که به حیوانیت نیست یا به نباتیت نیست یا به تجرد نیست، خود جماد یکی از اطوار وجود می‌شود و وقتی که آن وجود علم و حیات و قدرت داشت بنابراین طور و شکل او هم دارای علم و حیات و قدرت است. حالا چگونه باید به این معنا رسید یک مسئلۀ دیگر است یعنی ما از علت پایین می‌آییم، نه‌اینکه از معلول بالا می‌رویم یعنی ما می‌گوییم که این علم و قدرت از لوازم لاینفک وجود است لازمۀ لاینفک است و حیات هم برای وجود [است] یعنی وجود است که خودش حیّ و محیی است، وجود است که خودش علم و عالم است، وجودش است که خودش قدرت و قادر است، وقتی این‌طور شد آیا جماد خارج از حیطۀ وجود است یا نه؟ اگر خارج از حیطۀ وجود [است] مطلبی است، اگر خارج نیست پس او علم و حیات و قدرت دارد، ولی چگونه است؟ متناسب با خودش.

    1. . منظومه، ج 3، ص 522.
/