جلسه ۱۹۲
توضیحات:
76. غرر في حياته و بعض ما يتبعها
جلسه ۱۹۲
5کفر و شرک محض بودن تمثیل قدرت خداوند متعال به قدرت مخلوقین
این کفر محض است این شرک محض است این قدرتی که الآن این دارد چگونه ممکن است که مستقل باشد؟! چگونه ممکن است که این قدرت متّکی به خود باشد؟! چگونه ممکن است این قدرت متّکی به ذات لایزال نباشد؟! چون قدرت عبارت از تحقق یک جهت وجودی در انسان است؛ انسان قدرت ندارد، قدرت پیدا میکند؛ انسان علم ندارد، علم پیدا میکند؛ انسان یک جهت وجودی در خودش میبیند. اگر شما یک کیلو یا سه کیلو هویج بخورید میفهمید که شکمتان جلو آمد، آیا غیر از این است؟! شما یک جهت وجودی را در شکم خودتان یا بقیه احساس میکنید. آنوقت چگونه ممکن است این قدرتی که شما در وجودتان احساس میکنید و میتوانید با این قدرت شکم جلو بیاورید، آنوقت این قدرت جهت وجودی نباشد؟! آیا صرفاً تخیل است؟!
تو آنی که از یک مگس رنجهای *** که امروز سالار و سرپنجهای1 اینکه بههیچوجه منالوجوه نمیتوانست دستش را تکان دهد و مگس میآمد روی سرش مینشست و او نمیتوانست رد کند، پس این قدرتی که میتواند سیصد کیلو را یکدفعه بردارد این چطور شد؟! این قدرت یک امر وجودی است. آیا این امر وجودی مستند به منشأ وجود نیست؟! آن همان واحد است. بنابراین قدرت این پشه که دارد پر میزند آیا این قدرت برای این است؟! آیا برای این خصوصیت است؟! نه، این قدرت برای این است که این به اضافۀ قدرتش، ظهور او است.
این میشود توحید که ما نمیگوییم: این قدرت برای او است و برای این نیست اگر بگوییم: برای او است و برای این نیست، خب اینهم جزئی از این است معلولِ این است، چرا قدرت را از این نفی میکنید؟! اگر بگوییم: برای این است و برای او نیست خب اینهم کفر است بهخاطر اینکه شما قدرت را مستقل گرفتهاید و به او ربطی ندادید. پس چطور باید بگوییم؟! اینکه این قدرت ـ حالا فرق نمیکند قدرت، علم، جمال و هرچه میخواهد باشد ـ یک امر وجودی است که به انضمام اصلِ خودِ این ذات ـ این قدرت یک امر وجودی است که برای این ذات است در محدودۀ این ذات است ـ مظهر قدرت و ذات او است. پس تمام قدرتها در عالم، مظهر قدرت او است. تمام ذوات در عالم مظهر ذات او است، تمام جمال در عالم مظهر جمال او است، تمام علم در عالم مظهر علم او است و این میشود مظهر و مظهر هم هیچچیزی نیست مگر صفر، اصلاً حتی نیم هم نیست، یک هم نیست، مظهر صفر است پس هرچه هست ـ هم ذات و هم قدرت ـ نازلۀ قدرت او است.
- . بوستان سعدی، باب هشتم در شکر بر عافیت.

