جلسه ۱۹۲
توضیحات:
76. غرر في حياته و بعض ما يتبعها
جلسه ۱۹۲
6من تعجب میکنم [مطلب] به این راحتی که اصلاً هیچ شکی در آن نیست چگونه بیاییم به خودمان نسبت بدهیم! اینقدر این حرف مسخره میآید، اینقدر این حرف استهزاء میآید، جداً میگویم اینهایی که در مقام رد و انکار برمیآیند بهاندازۀ یک دیوانه هم عقل ندارند. چطور ممکن است یک چیزی را به خودمان نسبت بدهیم؟! مگر میشود؟! چطور ممکن است به خودمان نسبت بدهیم؟! چطور ممکن است خوبیها را به خودمان نسبت بدهیم؟! خلاصه چطور ممکن است این مسائل را به خودمان نسبت بدهیم؟! چطور ممکن است خودمان را ذیاثر بدانیم؟!
سابق گفتم که بعضیها ـ بحثش قبلاً بیان شد1 ـ مثل صدرالمتألّهین و بعضی از صوفیه که میگویند: تمام عالم همه سراب است،2 بعضی از حکما به آنها اشکال کردند و آن صحبتی که کردیم که آنها دیوانه نیستند که فرض کنید بهجای شکر قرهقروت در چایشان بریزند. آقای مطهری هم اشکال کرده بودند که اینها اصلاً تمام ماهیات را سراب میدانند و اصلاً برای هیچ ماهیتی تعیّن قائل نیستند و هیچ اثر قائل نیستند.3 من گفتم: هیچ دیوانهای این کار را انجام نمیدهد چون آن صوفی و آن عارفی که این حرف را میزند آیا وقتی که بخواهد چایی را شیرین کند قرهقروت داخلش میریزد؟! او میفهمید این اثر برای این است و آن اثر برای آن است. اگر یک وقت صفرایش زیاد بشود نمیرود چیزی بخورد که باعث زیاد شدن صفرا بشود بلکه بلند میشود میرود چیزی بخورد که موجب کم شدن بشود مثل سکنجبین یا سرکه که صفرایش را ازبین ببرد. او همۀ اثرات را میداند منتها آن کسی که دارد این حرف را میزند اینقدر در تألُّه متوغّل شده است که دیگر جایی برای «بود» باقی نمیماند بلکه تمام «نمود» میشود. جایی برایش باقی نمیماند. بیخود به این بندگان خدا میگویند که اینها قاطی کردهاند و اصلاً تعیّنی قائل نیستند و فقط یک تعیّن قائل هستند و امثالذلک.
- . جهت اطلاع بیشتر به درس 115 رجوع شود. (سووال در انتها شماره درس اصلاح شود)
- . الحكمة المتعالية، ج 9، ص 329.
- . شرح مبسوط منظومه، ج 1، ص 223 و 224.

