جلسه ۱۹۳
توضیحات:
77. غرر في تكلمه تعالى
جلسه ۱۹۳
7روی این حساب این کلام مُعرِب از مافیالضمیر است یعنی یک دلالت وضعیه دارد که از یک چیزی حکایت میکند از یک معنایی حکایت میکند. اما این به معنای غیر از این، کلام به چیز دیگری گفته بشود نیست چون این کلام از یک معنای فیالضمیر حکایت میکند به آن کلام میگویند. بنابراین ما اگر وجودات عالم وجود را درنظر بگیریم که تمام آنها از جمال و جلال الهی حکایت میکنند آنها هم کلمات الهی هستند چون از جمال حکایت میکنند؛ شما گل را میبینید جمال او را حکایت میکند، افتراس اسد را میبینید از جلال و قهر او حکایت میکند، علم را در شخص عالِم یا علاّمهای میبینید از علم مطلق او حکایت میکند، قدرت را در پهلوانی میبیند حکایت از قدرت لایتناهای او میکند.
تمام وجودات عالم، کلمات وجودیۀ حضرت حق هستند
تمام وجوداتی که در عالم وجود هستند کلمات وجودیۀ حضرت حق هستند که لاتنفد هستند و قابل انتها نیستند و به انتها نمیرسند اینها کلمات هستند مُعرِب عمّا فی الضمیر هستند بهطوریکه اگر ما جای کلمات را عوض کنیم ... آنها هم مثل لفظ هستند، آنها هم حکایت از یک معنا میکنند یااینکه لفظ مثل آنها است در اینکه دلالت بر معنا نمیکند. چرا لفظ، کلمه است؟! چون یک معنای مابإزائی دارد حالا اگر ما معنای مابإزاء را درنظر نگیریم و خود لفظ را درنظر بگیریم، خود لفظ هم یک وجود خارجی میشود؛ خود همین لفظ یک وجود خارجی میشود در قبال سایر وجودات خارجی که هستند.
معنای تکلّم خدا
پس از این نقطهنظر خداوند متعال متکلم است؛ تکلّم خداوند به معنای صحبت نیست بلکه به معنای القاء یک حقیقتی در عالم وجود است. اینکه خداوند متعال تمام اشیاء را خلق فرموده است این تکلّم او است یعنی ایجاد یک تعیّنی است که آن تعیّن حکایت از یک جهت از دو جهت جلالیه و جمالیه او را میکند. این تکلّم میشود.

