جلسه ۱۹۳
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
غررٌ في تكلمه تعالى:
اللفظُ موضوعاً لَدَى الأنامِ *** ممّا هو المعروفُ بِالكلامِ فَهو وجودٌ مَعَه وجود *** ذهناً لَه بِجعلِنا شهود فَحيثُ فِي تَأدِيَةِ ذا أيَسـَرُ *** مِن غيرِه لِاسمِ الكلامِ آثَرَوا و لو فَرَضتَ غيره بِديلهِ *** إذْ ذَاكَ حالُه يكونُ حالَه فَالكلُّ بِالذّاتِ لَه دلالة *** حاكية جمالِه جلالَه و كلُّ جُزئِـيٍ مِنَ الأسما وُضِع *** وضعاً إلهياً لِـمعنَى ما صُنِع إذْ عرض الدَّلالةُ العَرضِيَّة *** تَزُولُ لا الذَّاتِيَةُ الطوليةُ1 مرحوم حاجی در بحث علم و قدرت مطرح فرمودند که چگونه خداوند متعال قادر و عالم است و نشئت علم و قدرت را در مبدأ اوّل بیان فرمودند. بعد، از این قضیه روشن میشود که در هرجا که علم و قدرت هست طبعاً حیات هم باید وجود داشته باشد چون علم عبارت از ادراک است قدرت عبارت از فعل است و لازمۀ ذاتی فعل و ادراک حیات است و لازمۀ عقلی آنها حیات است؛ حیات یعنی بقاءِ حیثیتی که لازمۀ آن حیثیت علم و قدرت است اگر آن حیثیت بخواهد باشد علم و قدرت هست و اگر آن حیثیت نباشد علم و قدرت هم منتفی است و دیگر ادراک نیست. بنابراین علم و قدرت و حیات در خداوند متعال به این کیفیت اثبات میشود.
مطلبی مرحوم حاجی در اینجا میفرمایند که دیگران هم در این زمینه مطالب و فرمایشاتی دارند که بهنظر میرسد تعرّض اجمالی به آن بد نباشد.
توضیح در باب صفات سمیع و بصیر
آن مطلب این است که خداوند متعال دارای صفات و اسماء مختلفی است. مهمترین صفتی که در خداوند متعال بیان شده است صفت سمع و بصر است؛ سمع عبارت از شنیدن است. «یَسمع الدعاء»، ﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾،2 ﴿هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ﴾؛3 بصیر داریم سمیع داریم؛ سمع در ما به معنای شنیدن از راه آلت مخصوص است که صدایی به ذهن ما انتقال پیدا میکند. بَصَر عبارت از بینایی است که صور اشیاء بهوسیلۀ این آلت مخصوص در ذهن منتقش میشوند. آیا در خداوند متعال هم همینطور است؟! آیا خداوند متعال حیثیات متفاوتهای دارد تا بر طبق آن حیثیات متفاوته اطلاق سمع و بصر بر او بشود؟! هیچوقت چشم ما نمیشنوند و هیچگاه گوش ما نمیبیند؛ گوش برای شنیدن و چشم برای دیدن است. آیا خداوند متعال هم همینطور است؟! و به عبارت دیگر اگر بخواهیم بیان دیگران را در این زمینه قدری توجیه کنیم باید بگوییم: گرچه آلت و آلات مادی و وسایط مادی در خداوند متعال منتفی است اما حیثیتی که بهواسطۀ آن حیثیت جنبۀ سمع از جنبۀ بصر امتیاز پیدا میکند، در او موجود است. باید ببینیم آن چه حیثیتی است؟! یعنی خداوند متعال میشنود اما نه مانند شنیدن ما و میبیند اما نه مانند دیدن ما، آیا اینطور است که با آن حیثیت شنیدن فقط میشنود و نمیبیند و با حیثیت بینایی فقط میبیند و نمیشنود ولی با دیدن و شنیدن ما تفاوت دارد؟! آن وجودی که مجرد محض است و تمام استعدادها در او به فعلیت مطلقه رسیدهاند و جنبۀ استعدادی اصلاً از اوّل نبوده تااینکه حتی به فعلیت برسد بلکه فعلیت تامّه است دیگر امتیازِ در سمع و بصر برای او چه معنا دارد؟! روی چه حسابی او میشنود و روی چه حسابی او میبیند؟!
- . منظومه، ج 3، ص 633.
- . سوره انفال (8) آیه 61.
- . سوره غافر (40) آیه 20.

