جلسه ۱۹۳
4از این نقطهنظر خیال میکنم ـ به توجیهاتی که کردهاند و همینطور شیخ اشراق ـ در اینجا جای تأمّل باشد. اما آنچه که در اینجا بهنظر میرسد این است که جنبۀ علم پروردگار به دو جهت برمیگردد؛ یکی بهجهت انفعالی و یکی به جهت فعلی؛ یکی به جهت عِلّی و یکی به جهت معلولی؛ یکی به جهت اثر و یکی به جهت متأثر؛ یکی به جنبۀ تسبیبی و یکی به جنبۀ مسببی. آنچه که در عالم هست لاشک و لاشُبهه که اینها معالیل پروردگار و مسببات از فیض او که سبب برای کل اشیاء است میباشند و اینها لامحاله یک نحوه ارتباط بین خودشان و مبدأ دارند که این ارتباط دو جنبه دارد: یکی جنبۀ امکانی دارد و یکی جنبه وجوبی دارد:
ـ جنبۀ وجوبی این است که خداوند متعال حاکم است، مسلط است، ولیّ است، قیّوم است، فاعل است، مُنشِأ است، موجِد است، موجِب است، تمام اینها جنبۀ قیّومی فاعل را نسبت به مفاعیل واجد است، جنبۀ فاعلی را دارد.
ـ جنبۀ دومی که بین موجودات و خداوند متعال برقرار است جنبۀ امکانی است؛ موجودات ممکن هستند معلول و فقر و فقیر هستند، بیچاره هستند و ربط محض هستند و هیچ جنبۀ استقلال ندارند، اینها جنبۀ امکانی بین اینها و پروردگار است. به مقتضای این دو جنبه دو نحوه علم در خداوند متعال و مبدأ اوّل میشود تصور کرد؛ جنبۀ اوّل جنبۀ ولایی آنها است که از دید ولایی تمام آنچه که در عالم وجود مستقر است خداوند متعال به آن جنبه، واجد جمیع سرائر و واجد جمیع لوازم و آثار این متعیّنات و این قوالب در عالم وجود است. به این لحاظ به خداوند متعال بصیر میگوییم؛ بصیر جنبۀ فاعلی فاعل نسبت به اشیاء خارج است. کسی که میبیند، خودش در فعل اراده میکند، دیگری کاری انجام نمیدهد. اگر شما هزارتا کار انجام بدهید تا من چشمم را باز نکنم شما نمیتوانید در من تأثیر بگذارید. پس اِبصار یعنی اِعمال جنبۀ فاعلی نسبت به خارج؛ دیدن؛ چشم را باز میکنی و داری میبینی حالا چیزی در اینجا باشد یا نباشد ولی فاعل بهلحاظ عنایتش به خارج میآید میبیند اما گوش اینطور نیست بلکه گوش جنبۀ انفعالی دارد یعنی باید صدایی از شما خارج شود تا من بشنوم والاّ من هرچه گوشم را تیز کنم چیزی نمیشنوم. شما باید حرف بزنید، صدا باید از بیرون بیاید، صحبت باید از بیرون شنیده بشود، جنبۀ انفعالی فاعل است در عین اینکه فاعل در سمع هستم ولی یک جنبۀ انفعالی باید نسبت به خارج داشته باشد. الآن شما هرچه گوشتان را تیز کنید تا من صحبت نکنم مطالب من را ادراک نمیکنید. این نیاز به صحبت من دارد، این جنبۀ فاعلی میشود.

