جلسه ۱۹۳
5پس دو جنبه در علم ما وجود دارد؛ جنبۀ اوّل جنبۀ فاعلی است که خودمان باید اعمال کنیم و جنبۀ دوم جنبۀ قابلی است که از ناحیۀ غیر باید به ما القاء بشود تا ادراک کنیم؛ همین دو جنبه در پروردگار متعال بهعنوان دو صفت آمده است؛ صفت فاعلی و صفت قابلی؛ صفت فاعلی از این نقطهنظر که خداوند متعال چون بر همۀ اشیاء احاطه دارد پس بصیر برای او آمده است و از جهت دیگر چون تمام اشیاء متدلّی به او هستند و خواست خودشان را به او میرسانند و نیّات خودشان را به میرسانند و او را میخوانند و او را طلب میکنند، از جنبۀ امکانی بهسمت وجوبی میرود، خداوند متعال اعتباراً قابل میشود؛ اعتباراً نه واقعاً.
شنیدن دعا به معنای ارتباط جنبۀ امکانی با جنبۀ وجوبی
یعنی اگر ما بخواهیم در خداوند متعال نگاه کنیم فقط فعل است هیچ جنبۀ فاعلی نیست ولی آن جهت امکانی اشیاء یک جنبۀ تقابلی را بالنسبه به این متعیّنات و بالنسبه به واجبالوجود داده است که بهلحاظ آن جنبۀ متقابل خداوند متعال میشنود؛ «إنَّه سمیع الدعاء»؛ دعا را میشنود. شنیدن دعا به معنای ارتباط جنبۀ امکانی با جنبۀ وجوبی است. این از ناحیۀ معلول است. از ناحیۀ علت ـ همانطوریکه عرض کردم ـ جنبۀ ابصار لحاظ میشود درحالیکه هردوی اینها یکی است هیچ فرق نمیکند. هردوی اینها به علم شهودی معلول ذات مرتبۀ اوّل است پس این دو جنبه است که باعث شده به پروردگار جنبۀ بصر داده بشود، فاعلی، جنبۀ سمع داده بشود، قابلی. و لذا ما مذوقات و مشمومات و تمام آن صفات و حیثیات که در این عالم هست را به این دو جهت برمیگردانیم؛ آنچه را که پروردگار خودش احاطه دارد اِنّه بصیرٌ و آنچه که از ناحیۀ خلق به او میرسد إنُّه سمیعٌ. در حقیقت بصر و سمع معنی عام میشود غیر از آن چیزی که ما ادراک میکنیم.

