جلسه ۱۹۳
6تلمیذ: حتی شامل مسموعات هم میشود؟!
استاد: بله، همهاش.
تلمیذ: برای محسوسات، حاسٌّ هم میتوانیم بگوییم؟!
استاد: بله، همۀ آن است.
این بحث راجع به علم و حیات و قدرت که به مناسبت، مرحوم حاجی سمع و بصر را هم در اینجا آورده است.
بحث دیگر در تکلّم تعالی است؛ معنای کلام عبارت از اَلمُعرِب عمّا فی الضمیر1 به کلام از این نقطهنظر کلام میگویند چون حکایت میکند از آن معنایی که در ضمیر انسان است، حالا بگذریم از اینکه بعضیها اوّل حرف میزنند و بعداً فکر میکنند! ولی بعضیها اوّل فکر میکنند بعد حرف میزنند. ما حالا برحسب عرف و عادت میگوییم. عرف و عادت بر این قرار دارد!
تعریف کلام از نظر مرحوم حاجی
این بحث، بحث کلام است. در این بحث مرحوم حاجی میفرمایند که تکلّم در ما عبارت از احضار معنایی در نفس است و به وزان آن احضار، وضع لغات و ابراز آن لغات به مخاطب است. این را کلام میگویند. از این نظر کلام اسهل وضع شده است بهخاطر اینکه مئونۀ زائدۀ غیر از تنفس ندارد. چون آدم حرف میزند تنفس دیگر در هر چیزی لازمهاش است. اما اگر میخواستند به غیر از کلام چیزی را وضع کنند اصلاً نمیشد. فرض کنید که با اشاره بخواهند معنا را برسانند خب پدر شخص درمیآید. لذا میگویند که فصیحترین لغات «ما قَلَّ و دَلّ»؛ عبارت و لغتی غنیتر است که اشتراک در آن کمتر باشد، آن لغت غنیتر دلالت میکند که وضع در آن بیشتر است.
لغت انگلیسی از بدترین لغتها
بدترین این لغتها همین لغت انگلیسی است که اینقدر اشتراک در آن هست که اصلاً آدم نمیداند چهکار کند؛ بدبختها هیچچیزی ندارند منجمله لغت! ولی لغت عربی و همینطور لغت فرانسه که در مرتبۀ دوم است غنیترین لغات از نظر رساندن معنا هستند و مخصوصاً لغت عربی که علاوۀ بر رساندن آن مفاد، لوازم و حکایات و اشارات آن را هم بیان میکند مثلاً برای یک اسد که حیوان مفترس است چندتا لغت وضع شد اما هیچکدام از اینها اشتراک معنوی نیست یا مثلاً مترادف و اینها نیستند اَسد و حیدر و ضرغام و غضنفر و لیث، تمام اینها برای اسد وضع شدهاند اما در یک وضعیت خاص، این بهخاطر غنای این زبان عربی است.
- . مختصر المعانی، ج 1، ص 9:
و البيان هو المنطق الفصيح المعرب عما في الضمير.
- . مختصر المعانی، ج 1، ص 9:

