جلسه ۱۹۴
توضیحات:
77. غرر في تكلمه تعالى
جلسه ۱۹۴
11... «سَتر» در اینجا هست و عارف در اینجا فقط سَتر و سِتار را برمیدارد چیزی را از جای خود تکان نمیدهد و تغییر نمیدهد. انسان وقتی به یک مرتبهای برسد آنوقت در آنجا حقیقت ولیّ را احساس میکند.
و كُلُ جُزئيٍ مِنَ الأسماءِ المُرادُ بِهَا الوُجوداتُ إذ كُلَّ مِنها عَلامَةٌ وَ آيَةٌ وَ سِمَةٌ و حِكايَةٌ مِن صِفَةٍ مِن صِفاتِه كَما قَال ﴿سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ﴾1و2.
و هر جزئی از اسماء که وجودات به این اسماء اراده شدهاند و وجودات جزئیه هستند، هرکدام از این اسماء وجودیه علامت، آیه، سِمه، حکایت و صفتی از صفات او هستند همانطور که فرمود: ﴿سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ﴾؛ آیات خودمان را که اسماء کلیه و جزئیه است و آنچه را که در انفس اینها قرار دادهایم در آفاق نشان میدهیم تااینکه آنها بدانند که فقط او حق است و تمام اینها همه نشانۀ او هستند و استقلال ندارند.
وُضِع وَضعاً إلهياً لِمَعنى ما ـ نافِيةٌ ـ صُنِع بِخَلافِ المَعانيِ الذِهنية لِلكَلَماتِ اللَفظية إذ عَرَضَ الدِلالَةُ العَرَضيةُ أيِ لَمّا عَرَضَ الدِلالةُ العَرضيةُ الَّتي هِيَ بِاعتبارِ وَضعٍ مُوجودٍ عَرْضي ـ بِسكونِ الراء ـ لِآخرٍ مِثلُهُ فِي السِلسِلةِ العَرْضية الزَمانية وَ ما بَالعَرَضِ تَزُول فَتِلكَ الدِلالَة تَزُول لَا الدِلالَةُ الوَضعيةُ الإلهيةُ الذاتيةُ الطُولية لِأنَّ ما بِالذّاتِ لا يَختَلِف وَ لا يَتَخَلَّف.3
«به وضع الهیه وضع شده است که برای معنا قرار داده نشده است به خلاف معانی ذهنیه برای کلمات لفظی که وضع شدهاند» ولی در این کلمات الهیه وضعی انجام نشده است، چرا؟ «زیرا وقتی که دلالت بهنحو عرضیه عارض میشود این دلالت ازبین میرود یعنی به دلالت عرضیه عارض شود» و ذاتی نباشد یعنی دلالت عرضیه عارض باشد، نهاینکه این دلالت ذاتی باشد، «از آنجایی که دلالت عرضیه عارض شود به اعتبار وضع یک موجود عرضی»؛ کتابی هست که یک اسم را برای این کتاب وضع میکنند، آنوقت این کتاب در قبال این، وضع میشود، در عرض هم هستند، «برای یک چیز دیگری مثل او که مثل اوست در سلسلۀ عرضیه و مثل اوست در سلسلۀ زمانیه»، از آنجایی که دلالت عرضیه عارضی است و جنبۀ وضعی دارد و آنچه که بالعرض است هم زائل میشود ـ گاهی اوقات این زائل میشود، گاهی اوقات دلالت هست گاهی اوقات دلالت نیست، گاهی اوقات این اسم را برمیدارند بهجای آن یک چیز دیگر میگذارند، فرض کنید یک پرچمی هست که بر یک مجلسی دلالت میکند، پرچم را برمیدارند جای دیگر نصب میکنند آن مجلس را از آنجا برمیدارند ـ این دلالتهای عرضیه زائل میشوند و ازبین میروند.
- . سوره فصلت (41) آیه 53. الله شناسى، ج 2، ص 253:
«بهزودى ما آيات خودمان را به ايشان در موجودات نواحى جهان و در نفوس خودشان نشان خواهيم داد، تا براى آنان روشن شود كه: نشان داده شده (آيهاى كه نشان ماست) حقّ است.» - . منظومه، ج 3، ص 638.
- . منظومه، ج 3، ص 638.
- . سوره فصلت (41) آیه 53. الله شناسى، ج 2، ص 253:

