جلسه ۱۹۵
توضیحات:
78. غرر في تقسيم الكلام
جلسه ۱۹۵
10فَما وَرَدَ فِي الكتابِ الكريمِ الإلهي مِن حمدِ الأشياء و تسبيحِهِا محمولانِ على ما هو حقُ الحمدِ و التَّسبيح و حقيقتهُما.1
«آنچه در کتاب کریم الهی از حمد و تسبیح اشیاء وارد شده است» که فرموده است: ﴿وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾2 «هر وجودی بحقیقته دارد آن صفات او را اظهار میکند»؛ به کُنه و ذات خودش دارد [صفات] او را اظهار میکند. البته یک وقت از کلام مرحوم حاجی استفاده نشود که....
به بیان ما اینطور نیست که این به وجود تکوینیِ خودش صرف اظهار است بلکه این شاعر به این حمد است. منظور ایشان این نیست که یک وجود متعیّنی که در این عالم هست، صفاتی از صفات او را نشان میدهد، همینکه این الآن به تکوین ـ چه بخواهد چه نخواهد ـ صفاتی از صفت حق را نشان میدهد پس این حمد است، اینطور نیست بلکه اضافۀ بر اینکه این هست و با تسلیمِ به این مسئله، مطلب دیگر اینکه خود او هم در آن حقیقت خودش شاعر است و میداند که دارد حمد میکند میداند که دارد تسبیح میکند.
تلمیذ: اگر نمیدانست دیگر ﴿لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾ نبود؟
استاد: بله، صحیح است.
لا على مجردِ دلالَتِها بِحدوثِها أو بِإمكانِها على أنَّ لَها مؤثراً كَما قال بِه المُتِكلِّمون.3
نه همانطوریکه متکلمین میگویند که همین حدوث و امکان موجود است یعنی حمد و تسبیح آنها همانطور که ما از بِنا پی میبریم بنّا دارد این عالم هم خدا دارد.
منبابمثال میگویند: چون این حادث است و چون این ممکن است پس دلالت میکند بر اینکه باید مؤثری باشد. اگر اینطور باشد دیگر و ﴿لَّا تَفۡقَهُونَ﴾ معنا ندارد، تسبیح ندارد.
این دیگر چیزهایی ـ آبکی ـ است که اینها میگویند و با فهم ضعیف خودشان میآیند آن حقایق را انکار میکنند و روی حقایق پرده میاندازند. چرا ما حقایق را انکار میکنیم؟! چشم بسته است، چشممان را باز کنیم تااینکه ببینیم در ماوراء مدرکات ما چه میگذرد.
- . منظومه، ج 3، ص 645.
- . سوره إسراء (17) آیه 44. افق وحى، ص 48:
«هرچه در عالم وجود تعيّن مىيابد به لحاظ همان شعور و ادراك و علم درونى خود، تسبيح و حمد پروردگار را مىنمايد ولى چه سود كه شما از حقيقت و كنه اين مسئله بىاطّلاع و جاهليد.» - . منظومه، ج 3، ص 645.

