جلسه ۱۹۵
توضیحات:
78. غرر في تقسيم الكلام
جلسه ۱۹۵
7«یکی از آن کلمات آن است که در صحیفههای منشرّهای است»؛ هر عالمی یک صحیفهای است؛ عالم ماده یک صحیفه است عالم مثال یک صحیفه است همانطوریکه صحیفه به آن کتابی گفته میشود که در آن حقایقی مُدوّن است همینطور هر عالمی آن کتاب هستی است که حقایقی در آن قرار داده شده است. عالم ماده حقایق مادی، عالم مثال حقایق مثالیه، عالم ملکوت عُلیا آن حقایق، عالم جبروت و ... هر کدام از این عالم برای خودش یک دفتری است که در آن دفتر مجالی و مظاهر مختلف پروردگار در آن قرار داده شده است. «آن وجودات نفوس است و وجودات دو عالم مثال و مُلک و عالم مُلک همانطوری است که خداوند متعال میفرماید: ﴿قُل لَّوۡ كَانَ ٱلۡبَحۡرُ مِدَادٗا لِّكَلِمَٰتِ رَبِّي لَنَفِدَ ٱلۡبَحۡرُ قَبۡلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَٰتُ رَبِّي وَلَوۡ جِئۡنَا بِمِثۡلِهِۦ مَدَدٗا﴾.»
ایشان آن عوالم جبروت و لاهوت و اینها را جزء صُحفِ مُنَشَّره نیاورده است بلکه آنها را جزء عقول مفارق و نفوس مستکمله بهحساب آورده است اما اگر جزء صحف مُنَشَّره هم میآورد اشکالی نداشت. صحف در هر عالمی متناسب با خودش هست. حالا ایشان اینها را به عالم مثال و عالم مُلک زده است.
تلمیذ: این قضیه که ... این واقعاً از باب این تکثیر کلمات است یا نه از باب بینهایت شدن کلمات است؟
استاد: بینهایت است دیگر.
تلمیذ: آن هیچوقت به انتها نمیرسد؟
استاد: نه هیچوقت به انتها نمیرسد. مظاهر خداوند هیچوقت به انتها نمیرسد و لایتناهی است.
تلمیذ: یعنی الآن در حال حاضر یعنی موجود هست؟
استاد: خب بله «حال حاضر» نداریم.
ما مَسَّ ذا أي ما نالَ ما ذَكَرناهُ مِن أنَّ الوجودَ بِشَراشِرِهِ مراتبُ الكلامِ إلا لِنفوسُ الطّاهِرَةُ عَن علائقِ عالَمِ الطبيعة و عَنِ الجهلينِ البسيطِ و المركّبِ.1
به این مطلب نمیرسند که وجود به تمام لوازم و به تمام خصوصیات صفاتش مراتب کلام است، مگر نفوس طاهره از علائق عالم طبیعت و از جهل بسیط و مرکب.
- . منظومه، ج 3، ص 642 و 643.

