جلسه ۱۹۵
توضیحات:
78. غرر في تقسيم الكلام
جلسه ۱۹۵
8میفرماید: نگاه نکنید یک عده میآیند بدوبیراه میگویند و فلان میکنند و انکار میکنند و میگویند: «حکما چرتوپرت میگویند»، بلکه نفوس طاهره باید به اینها برسد!
أو ما مسَّ العقول و نحوها إلا النُّفوس الطاهرة عَن هذِهِ الألواث لِسالِكِ نَهجِ البلاغة أي طريقِ البلوغِ و الوصولِ إلى الغايةِ المطلوبةِ فإنَّ البلاغةَ و البليغَ أيضاً مِنَ البلوغِ كَما يُستَفادُ مِنَ القاموس انتهج كلامُهُ سبحانَه الفعلُ أي هذا الكلامُ خَرَجَ و فيه تَلمِيحٌ إلى قولِهِ علیهالسّلام: فِي نهجِ البلاغة: إنَّما يَقولُ لِما أرادَ كونه كُنْ فَيَكون لا بِصوتٍ يُقرَع و لا بِنِداءٍ يُسمَع و إنَّما كلامُه سبحانُه فِعلَه.1
«به عقول نرسیده است و نحو آن عقول که از حقایق نوریه باشد مگر نفوس طاهرۀ از این ألواث. [این بهترین مسیر برای سالک راه بلاغت و طریق بلوغ و وصول به غایت مطلوب است. بلاغت و بلیغ از بلوغ است همانطور که از قاموس استفاده میشود] کلام خداوند متعال فعلی است که از او خارج میشود» پس فعل الله که از حق صدور پیدا میکند، این فعل الله کلام الله است. پس هر فعلی از خدا در عالمی از عوالم امکان صدور پیدا کند کلامی از کلمات او است.
«[این تلمیحی است به قول امیرالمؤمنین علیهالسّلام در نهجالبلاغه که میفرمایند:] وقتی که اراده میکند میگوید: باش، پس میباشد با صوت نیست که به گوش برسد و با ندا نیست که شنیده شود بلکه کلام خداوند فعل خدا است.»
إن تَدْرِ هذا أي ما ذَكَرناه مِن أنَّ الوجوداتِ كلماتٌ حَمدَ الأشياء و تسبيحها لله تعالى تَعرِفُ إنْ كَلِماتُه إليها أي إلى الأشياءِ تُضِفِ فَوجوداتُها كَما هي وجوداتُها كَذلِكَ كلِماتُها.2
«اگر این مطلب را شما خوب متوجه شدید» که وجودات کلمات حقاند و همۀ آنها مُعرِب از جمال و جلال او هستند و دو صفت جمالیه و جلالیۀ حق را حکایت میکنند و فقط اینها مظهر هستند، تعیّن و استقلال ندارند، مستقل در وجود نیستند بلکه فقط حاکی و مرآت هستند و فقط وسیله و آلت برای شناساندن صفات جمالیه و جلالیۀ حق هستند، وقتی که ما این مطلب را فهمیدیم «حمد اشیاء و تسبیح آنها را میشناسید که چگونه اشیاء حمد میکنند.»
- . منظومه، ج 3، ص 643.
- . منظومه، ج 3، ص 644.

