اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

79. غرر في الإرادة

جلسه ۱۹۶

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  • غررٌ فی الإراده.

  • عقيبَ داعٍ دَركِنَا المُلايِما***شوقاً مؤكداً إرادةً سِما
  • و فِيهِ عينُ الدَّاعِ عينُ علمِهِ‌***نظامَ خيرٍ هو عينُ ذاتِهِ‌
  • إذ لَيسَ فِيهِ حالةٌ منتظرةٌ***حَصَّلَها مُنفَصِلٌ تَصَوَّرَه‌
  • فَحَيثُ ذاته أجل مدرك‌***أتم إدراك لأبهى مدرك‌
  • مُبتهجٌ بِذاتِه بِنهجة***أقوىٰ و من له بِشـي‌ءٍ بَهجة
  • مُبتهجٌ بما يصير مصدره‌***مِن حَيث إنَّه يَكون أثره‌
  • كَرابطٍ لا شي‌ء بِاستقلالِه‌***لَيس له حكم على حياله‌
  • رضاؤه بِالذَّاتِ بِالفعلِ رضا***و ذا الرضا إرادة لِمَن قَضَـى‌1
  • یک بحثی است که از سابق مطرح بوده است که همان‌طوری‌که در تحقق یک فعل، یکی از عللی که فعل به آن قائم است علل غایی است، آیا در مورد خداوند متعال که فاعل اوّل است این علت وجود دارد؟ اگر وجود دارد به چه نحوی است؟ علت غایی که خودش یکی از علل اراده است، اراده عبارت از شوق مؤکدی است که بعد از داعی می‌آید. وقتی که انسان نسبت به یک امری فکری می‌کند و مصالح و مفاسد آن را درنظر می‌گیرد، وقتی که از نظر مصلحت یا از نظر مفسده به مرحلۀ تام رسید انجام دادن و ندادن آن موجب تحریک به‌سمت او یا موجب کفّ نفس از او خواهد شد. پس برای تحقق یک شیء باید اوّل انسان از خود آن شیء یک تصوری در ذهن داشته باشد، بعد یک تصوری به مصالح داشته باشد و بعد تصدیقی به آن مصالح باشد، حالا آن غایت یا عقلی است یا تخیلی است یا وَهمی است، هرچه می‌خواهد باشد ولی باید یک تصوری قبلاً در ذهن باشد تااینکه انسان کم‌کم به‌سمت او برود.

  • در مسائلی که عقلی است و اقدام بر او جنبۀ عقلی دارد؛ به‌واسطۀ یقین بر یک مسئلۀ عقلی شوق در انسان پیدا می‌شود و به‌سمت آن حرکت می‌کند مانند حل مسائل یا مثلاً ادراک علوم و امثال‌ذلک که اینها همه مسائل عقلی است. اگر مسائل تخیلی و یا وهمی باشد انسان به‌سمت او حرکت می‌کند مانند اینکه انسان برای رفع گرسنگی به‌سمت غذا حرکت می‌کند یا برای رفع نیاز به‌سمت آن مسائلی که احساس نیاز می‌کند می‌رود تا آن نیاز را برطرف کند. همۀ این جهات، جهات تخیلی است. یا مثلاً برای به‌دست آوردن التذاذات مادی ـ جنبۀ تخیلی وهمی دارد ـ یا برای عداوت با شخصی، برای ضربه زدن به کسی و امثال‌ذلک که همۀ اینها جنبۀ وهمی دارد.

    1. منظومه، ج 3، ص 646.