اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

79. غرر في الإرادة

جلسه ۱۹۶

5
  • تلمیذ: بعضی وقت‌ها فعل، کمال می‌آورد ولی بعضی وقت‌ها کمال، فعل می‌آورد؟!

  • استاد: بله در مورد ذات خود کمال موجب فعل است اما در مورد ما نه، فعل کمال می‌آورد ما مفسده و مصالحی درنظر می‌گیریم آن‌وقت که به یک نقطه رسیدیم به‌سمت او می‌رویم، وقتی که انجام دادیم موجب کمالی برای ما می‌شود موجب کسب و اکتسابی برای ما می‌شود و امثال‌ذلک. ذات که نمی‌خواهد چیزی را به‌دست بیاورد تااینکه مثلاً بیاید این را به‌دست بیاورد و به کمالش برسد. خود ذات واجب‌الوجود بالذّات است، واجب‌الوجود یعنی واجب‌الوجود از جمیع حیثیات وجود نه فقط از یک نقطه بلکه تمام حیثیات وجود در مرحلۀ او به وجوب و به ضرورت رسیده است و امکانی در هیچ نقطه از نقاط حیثیات ذات راه ندارد تا از آن نقطۀ امکان رفع امکانیتش بشود و موجب تحصّل یک کمالی برای او بشود که نداشته و استعدادی بوده که هنوز به فعلیت نرسیده است.

  • تلمیذ: بعضی بین غایت برای فعل و غایت برای فاعل فرق قائل شدند همان‌طور که در دعای توسل نشان دادند، چون در بعضی از روایات داریم مثلاً در مورد خلقت بشری که حضرت آقا ـ رضوان‌ الله‌ تعالی‌ٰ علیه ـ در لمعات از امام حسین علیه‌السّلام نقل کردند که برای چه خدا ما را خلق کرد، [فرمودند] برای معرفت حق، این از این‌طرف است، یعنی می‌توانیم بگوییم که غایت فعل، نه غایت فاعل که حضرت حق باشد.

  • استاد: البته دو جنبه دارد؛ هم می‌شود یک جنبۀ خلقی لحاظ بشود و هم یک جنبۀ رَبّی لحاظ شود. در جنبۀ ربّی این عبادت و عدم عبادت نمی‌تواند هیچ‌گونه غایتی برای جهت ربّی باشد، چون ذات به ذات خود مبتهج است، این خود می‌خواهد موجب آثاری بشود تااینکه خود آن آثار هم موجب ابتهاج ذات به ذات می‌شود. یعنی همان وجود آثار، ابتهاج ذات به ذات است و عشق ذات به خود ذات است چیزی داخل نمی‌شود.