اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

79. غرر في الإرادة

جلسه ۱۹۷

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • در وهلۀ اوّل باید ببینیم که اراده به چه گفته می‌شود و آیا این اراده در همۀ مریدها به‌نحو واحد است یا در آنها برحسب مصداق یا مفهوم تفاوت دارد؟ بعضی‌ها قائل شده‌اند به اینکه اراده برحسب مفهوم تفاوت دارد؛ یک اراده به معنای خواست شیء است بعد از تصور آن شیء و تصدیق به منفعت، یا تصور آن شیء و تصدیق به ضرر و منظور از اراده در اینجا کفّ نفس از عدم وصول شیء مرغوبٌ عنه است. یا تصدیق به منفعت است و تَحصیل شیء مرغوبٌ فیه. آیا این معنا در همۀ موجودات هم ساری و جاری است یااینکه ممکن است تفاوت داشته باشد؟! آیا در مورد آن ذوات مستغنی بالذات و ذواتی که به فعلیت تامّه رسیده‌اند که در رأس آنها واجب‌الوجود است هم به همین کیفیت است یا در آنها تفاوت دارد؟! آیا آنها هم شیء مرغوبٌ فیه را تصور می‌کنند و بعد آن را اراده می‌کنند؟! آیا می‌شود تصور کرد که خداوند متعال چیزی را اراده کند و منفعت او را تصور کند و شوق مؤکد در او به وجود بیاید و براساس مصلحتی بخواهد یک امر را در خارج محقق کند؟! آیا پروردگار این‌طور است؟! به عبارت دیگر آیا مفهوم اراده در ممکن و واجب یکی است یااینکه این مفهوم تفاوت پیدا می‌کند و باید قائل به اشتراک لفظی شویم؟!

  • عدم تعلق اراده به شیء موجود

  • آن‌طوری‌که از بادی امر پیدا است این است که اراده به معنای خواستِ تحققِ یک شیءِ معدوم است. هیچ‌وقت اراده به شیء موجود تعلق نمی‌گیرد و این واضح است. این از یک طرف. از طرف دیگر شیئی که خودبه‌خود پیدا بشود هیچ‌وقت متعلق اراده واقع نمی‌شود. این‌هم یک مطلب.

  • لزوم دو امر در اراده

  • بنابراین ما برای اراده دو امر را لازم داریم یکی معدومیت آن شیء مراد، دوم عدم تحقق جَبَری آن شیء مراد، این هست. پس مرید در مقام اراده خواست دارد یعنی مشیّت او باید به آن شیء معدوم تعلق بگیرد وقتی که این‌طور شد، ما می‌بینیم این اراده به معنای اشتراک معنوی در مصادیق متفاوته‌ای ظهور پیدا می‌کند ولی مفهومش واحد است؛ یعنی میل مرید هم در ممکن به یک امر معدوم تعلق می‌گیرد و هم در واجب به یک امر معدوم تعلق می‌گیرد. صحبت در این است که در ممکن به یک امر معدومِ حقیقی و واقعی از نظر ممکن در مقام اجمال و تفصیل تعلق می‌گیرد ولی در واجب به یک امر معدوم در مقام تفصیل تعلق می‌گیرد نه در مقام اجمال. چون قبلاً عرض شد که تمام موجودات به‌نحو اجمال در ذات پروردگار عینیت دارند و هیچ شیئی از ذات معدوم نیست تااینکه بعد از ذات و در مرتبۀ متنازلۀ از ذات حاصل شود و هیچ شیئی خارج از ذات نیست تااینکه ذات آن شیء خارج را تحصیل بکند والاّ لازمه‌اش تعدد آلهه و مسائل دیگر است که پیش می‌آید. خود ذات واجد بساطت حقیقت ذات است و بسیط حقیقت تحقق جمیع اشیاء را به‌نحو اجمال در ذات خودش ایجاب می‌کند.