جلسه ۱۹۸
توضیحات:
80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى
جلسه ۱۹۸
12تلمیذ: آیا افراد عاصی نسبت به عصیان حب دارند؟!
استاد: بله.
تلمیذ: حتماً باید به فعلش عشق داشته باشد؟!
استاد: خب دارد.
تلمیذ: مثلاً شخص متدین است و گناه کرده است حالا توبه میکند گریه میکند اشک میریزد و میگوید: چرا این کار را کردهام.
استاد: نه، منظور آن افرادی است که این را از ناحیۀ حبّ به ذات انجام دادهاند نه براساس حرکت قسریه؛ اگر شخصی براساس حرکت قسری یعنی بر خلاف ذات بیاید این عمل را انجام بدهد از اوّل ناراحت است یااینکه از اوّل خودش را سرزنش میکند.
تلمیذ: عقاب هم ندارد؟
استاد: ندارد چرا ندارد.
تلمیذ: وقتی که قسری است؟
استاد: قسری بهخاطر اینکه مخالفت با چیز کرده وجدانش او را سرزنش کرده ولی درعینحال خوب انجام داده است چرا عقاب ندارد؟ در اختیار که داشته، قسر که جلوی اختیار را نمیگیرد بحث ما بحث محبت و عشق به ذات است این یک مسئلۀ دیگر است. بحث حرکت قسری یک مسئلۀ دیگر است.
انسان ممکن است بر خلاف میلش یک عملی را هم انجام بدهد مثلاً مجبورش بکنند که بیا این میز را بساز یا بیا نقش این تابلو را برای او درست کن، او از انجام دادن آن عمل ناراحت است، هروقت هم نگاهش میکند [ناراحت میشود] میگوید: من برای او در یکهمچنین شرایطی انجام دادهام.
تلمیذ: امر دائر بر دو چیز است یکی حب به ذات حب به آثارش هم هست دراینصورت این فعلی که از او صادر شده باید حب به این داشته باشد اگر بگوییم که قسر است در اینجا بگوییم بدون اختیار هست پس ... باشد پس در این حال اگر ما قائل بشویم که اختیار دارد درعینحال بگوییم که قسر هم هست اینجا باید بگوییم که یا حب نیست یا قائله را تخصیص میزند یا بگوییم که اگر حب هست عصیان کرده.
استاد: ببینید بحث حبّ به ذات آن کینونیّت فعل را میرساند؛ خود این کینونیّت فعل چون از ذات نشئت گرفته است پس این حب به ذات حب به این فعل را اقتضاء میکند و در آن مرحلهای که فرض کنید گناه هم کرده است چون با عشق و علاقه بوده است؛ برحسب آن نفس مکدّر خودش در آن موقع حبّ دارد، بعداً فرض کنید که متوجه میشود بر اینکه این کار اشتباه بوده و چون نفسش برمیگردد و دیگر این نفس آن نفس نیست که حب داشته باشد خب اینهم نسبت به کارش پشیمان میشود.

