جلسه ۱۹۸
توضیحات:
80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى
جلسه ۱۹۸
13تلمیذ: آن فرد که کامل نیست، در کامل همیشه حب هست.
استاد: او که بله.
تلمیذ: در فرد ناقص هم در همان حین...
استاد: در همان حین حبّ به او را دارد مگر اینکه حرکتش حرکت قسری باشد.
تلمیذ: وقتی هم که تغییر پیدا میکند خب او دیگر ...
استاد: او دیگر تغییر پیدا میکند چون او دیگر او نیست که حب داشته باشد این نفس غیر آن نفس است؛ این نفس لوّامه میشود و با آن جهتش فرق میکند.
مِن حيثُ إنَّه ـ عائدٌ إلى كلمةِ ما ـ يكون أثرُهُ أثراً.
كرابط لا شيء باستقلاله *** ليس له حكم على حياله بَل يكونُ ظهورُه ظهورَ المؤثرِ كَعَكسٍ يَكونُ آلةَ لِحاظِ العاكِس فإذا كانَ الابتهاجُ أو العشقُ أوِ الرِّضا أو ما شِئتَ فَسَمِّه بِالمؤثرِ ابتهاجاً بِالأثرِ بِما هو أثرُ تبعاً فَكانَ رضاؤُهُ بِالذَّاتِ المتعاليةِ بِالفعلِ ـ متعلقٌ بِقولِنا رضاً تَبَعاً و ذَا الرِّضا و هذا الابتِهاج إرادةٌ لِمَن قَضَىٰ و قَدَّرَ و أمضَى الأمور.1
از حیث اینکه ـ «هاء» عائد به «ما» است یعنی به اثری که ـ این اثر، اثر او است (او مبتهج به این اثر هم خواهد بود مثل رابطی که شیء به استقلال نیست و بهاصطلاح وجودش وجود رابطی است و حکم به استقلال برایش نیست) بلکه ظهور این اثر عین ظهور مؤثر است مثل عکسی که به آلت لحاظ عاکس میماند. اگر ابتهاج و عشق و رضا یا هرچه که میخواهی اسمش را مؤثر بگذار ابتهاج بالأثر باشد پس رضای او از پروردگار رضای بالفعل هم تبعاً خواهد بود (پس رضای به ذات، رضای بالفعل هم تبعاً خواهد بود) و این رضا و ابتهاج اراده است برای کسی که حکم میکند و امور را امضاء میکند.
غررٌ في تأكيدِ القولِ بِأنَّ الدَّاعِيَ و الغَرَضَ مِنَ الإيجادِ عينُ ذاتِهِ تَعالیٰ.
تَنظيمك العوالم لَو انفرض *** تَدري كَمال الحق كَان ذا الغرض فَحيث لا كَمالَ فَوقه و هُو *** منظم فَوق التَّمام علمه - . منظومه، ج 3، ص 650 و 651.

