اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى

جلسه ۱۹۸

توضیحات:

80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۹۸

16
  • این حرفش بسیار حرف خوبی است می‌فرماید: ما خوشمان می‌آید ولی خوشی ما که شاعر نیست مثلاً ما برای خوشی خودمان یک کاری را انجام می‌دهیم حالا اگر آن خوشی که در ما وجود دارد، نفس آن خوشی هم فهم و شعور داشت پس خود او هم فاعل بود و هم علت غایی بود. خب در مورد پروردگار همین است؛ پروردگار متعال هم شاعر است و هم مبتهج به ذات خودش است پس در اینجا فاعل و غایت یکی می‌شود.

  • هذا أيضاً ذكره فِي التِّعليقاتِ بِقَولِه و نَحنُ إنَّما نُريدُ الشِّي‌ء لِأجلِ شَهوةٍ أو لذةٍ لا لِأجلِ ذاتِ الشَّي‌ء المرادِ و لَو كَانَتْ الشهوةُ و الَّلذةُ أو غيرُهما مِنَ الأشياءِ شَاعرةً بِذاتِها و كان مَصدرُ الأفعال عَن ذاتِها لَكانَتْ مريدةً لِتلكَ الأشياء لِذاتِها لِأنَّها صَادرةٌ عَن ذاتِها و الإرادة لا تَكونُ إلاّ لِشاعرٍ بِذاتِهِ اِنْتَهىٰ.1

  • ایشان می‌فرمایند: ما شیء را به‌خاطر شهوت یا لذتی که به او برسیم اراده می‌کنیم، خودش را که نمی‌خواهیم بلکه چون خوشمان می‌آید، می‌خواهیم. حالا اگر شهوت و غیر از اینها؛ از اشیاء شاعر بذاته بودند و مصدر افعال از ذاتشان بودند پس اینها خود این اشیاء را برای خودشان اراده می‌کردند نه برای غیر خودشان چون اشیاء از ذات این شهوت و لذت و اینها صادر شده است و اراده هم معنایش اراده نیست مگر برای کسی که شاعر بذاته باشد.

  • پس چون خداوند متعال شاعر بذاته هست بنابراین هم فاعل و مرید است و هم علت غایی برای فعل است.

  • بَل يَفَعلُ التذاذٌ شروعٌ فِي بيانِ أنَّ الفاعلَ و الغايةَ فِي كلِّ موضع لَهما نَحوَ اتِّحادٍ و أنَّ فَاعليةَ الالتذاذ عَلى مَا ذَكَرنا لَيسَ بِمُجردِّ الفَرض‌ إذْ علةٌ غائيةٌ مُعطيةُ الفاعلِ فاعلية كَما قالوا إنَّ العلةَ الغائيةَ فاعلٌ الفاعلِ بِما هُو فاعل‌ٌ.2

  • «بلکه التذاذ انجام می‌دهد و فاعل است؛ این فاعل و غایت در هر موضعی یک ‌نحوه اتحاد دارند. فاعلیّت التذاذ همان‌طوری‌که ما ذکر کردیم صرفاً فرض نیست بلکه واقعیت دارد. چرا؟! زیرا علت غائیه مُعطی فاعل است فاعلیّتاً و به فاعل فاعلیت می‌دهد.» اگر علت غایی نباشد که فاعل دنبال آن شیء حرکت نمی‌کند بلکه اوّل فاعل این غایت را درنظر می‌گیرد و این غایت موجب بعث او می‌شود و به فاعل فاعلیت می‌دهد. «همان‌طور که گفتند: علت غایی، فاعلِ فاعل است یعنی در مقام فاعلیت، فاعلِ فاعل است.» اگر آن علت غایی نباشد دیگر فاعلی در اینجا معنا ندارد. بله، ذات فاعل هست ولی وصف فاعلیت ندارد.

    1. . منظومه، ج 3، ص 654.
    2. . منظومه، ج 3، ص 655.
/ 260