جلسه ۱۹۸
توضیحات:
80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى
جلسه ۱۹۸
9«حالا در خداوند متعال عین داعی عبارت از علم عنایی برای نظام خیر است»؛ علم عنایی پروردگار که به نظام اَحسَن تعلق میگیرد و ما در علم عنایی عرض کردیم که آن است که نفس آن علم موجب نفس آن معلوم میشود مثل اینکه شما از یک حائط یا ارتفاعی دارید به پایین نگاه میکنید و نفس تصور آن هبوط و سقوط موجب سقوط میشود. نفس علم عنایی پروردگار به نظام اَتمّ داعی برای آن نظام است و آن داعی اراده است و آن اراده عین مراد است.
«این علم پروردگار عین ذات پروردگار است» براساس آن براهینی که قبلاً عرض شد که علم، صفات ذاتی پروردگار عین ذات پروردگار است.
«داعی و غرض از ایجاد خود ذات پروردگار است» نه شیئی که خارج از ذات باشد و خداوند متعال بهواسطۀ حصول آن شیء خارج به یک فعلیتی برسد. «”اذْ“ تعلیلی است، در خداوند متعال یک حالت منتظره مثل ما نیست که دنبال آن حال برود و حال منتظره را پیدا کند یعنی یک نقصانی در فعلیت ندارد تا با تحصیل آن حالت منتظره، رفع نقصان کند. برای خودش منفصلٌ، این حالت منتظره که منفصل باشد از خداوند متعال و واجب باشد این را تصور کند.»
فَحيثُ ذاتُه أجلُّ مُدرِك ـ بِصيغةِ الفاعل ـ لأنَّ ذاتَه حاضرٌ لِذاتِهِ لا ماهيةَ لَه فضلاً عَنِ المادَّةِ و الموضوعِ.1
«از آنجایی که ذات پروردگار بالاترین مدرِک است، به صیغۀ اسم فاعل» چرا بالاترین مدرِک است؟! چون ادراک او ادراک استعدادی نیست و ادراک از فعلیت است. فعلیت محض است و این ادراک بهواسطۀ مُدرکی برای او حاصل نمیشود و علتی ادراک را برای او نمیآورد بلکه ذات، خودش را ادراک میکند چون ذات، هیولا و ماده و موضوع ندارد تااینکه این هیولا و ماده موجب نقص او بشوند و حرکت بهسوی ادراک، حرکت از استعداد به فعلیت باشد و برای حصول فعلیت نیاز به یک محرک و علت داشته باشیم. هیولا، ماده، ماهیت و موضوع ندارد تااینکه آن مُدرک بیاید و عارض بر این موضوع شود بلکه خود ذات، غنی بالذّات منجمیعالجهات است پس منشأ ادراک ذات، نفس ذات است نهاینکه شیء خارج از ذات است لذا میشود بالاترین مرحلۀ ادراک، که آن ادراکی است که حضوری و ذاتی باشد نه ادراک حصولی.
- . همان.

