جلسه ۲۰۱
توضیحات:
82. غرر في أن ما صدر عنه تعالى أنما صدر بالترتيب
جلسه ۲۰۱
6عالم خیال یک عالم واحد است قوّۀ تخیلۀ ما ناشی از خیال ما است، حالا یا ما علمِ به علم داریم یا علمِ به علم نداریم. اگر علمِ به علم داشته باشیم مثل اینکه در خواب صور مثالی خودمان را مشاهده میکنیم و امثالذلک و درصورتیکه علم به علم نداشته باشیم این عبارت از همین صور خیالیه که در ذهن ما نقش میبندد و براساس آن صور خیالیه ما تدبیر امور میکنیم و مرام خودمان را بر آن نسب وفق میدهیم ولی این صور خیالیه همان صورت برزخیه است که معلول از نفس است و معلول برای اِعمال نفس است. اگر ما نفس را علت بدانیم هم آن نفس برای صورت خیال منفصل ـ به قول آقایان ـ علت است و هم او برای صورت خیال متصل علت میشود بنا بر این قول قابل تأمّلتر و دقتتر.
یک خیال بیشتر نیست آن خیال یااینکه جدای از تعلق نفس به بدن به یک نحوۀ کم یعنی صرفاً کمی تعلقش کم شود، برای انسان تجسّم میکند یا با تعلق تامّ نفس به بدن آن خیال برای انسان وجود دارد.
درهرصورت قوۀ خیال عبارت از عالم خیال است چون آن عالم خیال برای این صور خیالیۀ انسان علت است یعنی در مرحلۀ معلولیت برای نفس است بین مرحلۀ روح و بدن است، یعنی برزخ بین روح و بدن عبارت از یک حقیقتی است که آن حقیقت از دید ما مخفی است ولکن وجود دارد. ما علم به آن حقیقت نداریم علمِ به علم نداریم درحالیکه تمام تخیلات خودمان را براساس آن حقیقت انجام میدهیم.
عدم وجود خیال منفصل و متصل
روی این حساب میشود گفت که اصلاً خیال متصل و خیال منفصل نداریم بلکه یک واقعیت است که آن واقعیت یا مصاحب با ما است یا جدای از ما است در وقتی که انصرافی از بدن برای ما پیدا شود؛ یا انصراف اختیاری مثل موت اختیاری و امثالذلک یا انصراف غیر اختیاری مثل خواب، بیهوشی، بیخود شدن، مکاشفات و امثالذلک.

