جلسه ۲۰۲
توضیحات:
83. غرر في إثبات أن أول ما صدر هو العقل
جلسه ۲۰۲
4استاد: بله، او بهجای خود، اصلاً نفس بهجهت بروزات به ظهورات متفاوته فرق میکند؛ شما به یک نفس، نفس مُفکّره میگویید، به یک نفس مُغضبه میگویید، به یک نفس، نفس رحیمه میگویید، به یک نفس، نفس شهوانی میگویید، اینها ظهوراتی دارد نهاینکه چندتا چیز داخل او است، اینطور نیست بلکه نفس یک واحد است تازه واحد بسیط هم هست و مرکب نیست ولی این واحد بسیط یَتَشأّنَ به شئون مختلفه.
و اللازمُ باطلٌ لأنَّ النفسَ محتاجةٌ فِي فِعلِها إلى الجِسمِ و العرضَ محتاجٌ فِي ذاتِهِ فَضلاً فِي فِعلِه إليه. و لو فُرِضَ عرضاً نفسانياً كان محتاجاً أيضاً إلى الجسمٍ بِواسطةِ النَّفس لأنَّ اسمَ النفس لِما يَتَعلَّقَ تَعلُّقاً تَدبِيرياً بِالجسم.1
لازم باطل است. چرا؟! چون نفس در فعلش نیاز به جسم دارد اگر نیاز به جسم نداشته باشد دیگر روح است و نفس نیست در ذاتش به عَرَض هم احتیاج دارد به جسم به موضوع چه برسد در فعلش.
حالا اگر عَرَض، عَرَض نفسانی باشد و جسمانی نباشد؛ عَرَض را که خداوند خلق میفرماید عرض نفسانی باشد. آن را هم میگوید: همینطور است یعنی آنهم محتاج به جسم است بهواسطۀ نفس. چون به نفس از حیثیت تعلق تدبیریاش به جسم، نفس میگوییم و بدون تعلق نفس نیست وقتی که نفس نبود عرض هم ندارد.
و بيانُ الُّلزُوم أنَّ الصادرَ الأوّل يَجِبُ أن يكونَ علةً لِجميعِ ما دونِهِ فإذا كانَ نفساً يَجِبُ عليَّتُه لِمُتَعلَّقِهِ و إذا كان عرضاً يَجِبُ عليَّتُه لِموضوعِهِ.2
صادر اوّل باید علت همۀ مادون باشد (خب این روشن است) حالا اگر مادون نفس باشد باید برای متعلَّق خودش علّیت داشته باشد و وقتی که عَرَض باشد، باید برای موضوعش علّیت داشته باشد.
باید این برای موضوع علت باشد. مگر اوّل نیست؟! درحالیکه ما میگوییم: عَرَض آن چیزی است که باید اوّل موضوعش پیدا بشود بعد عَرَض بیاید. «ثَبَّت الأَرض ثُمَّ انقُش»3 خب این عکس میشود، یعنی عَرَض برای موضوعش علت میشود، هذا خلفٌ.
- . منظومه، ج 3، ص 669.
- . منظومه، ج 3، ص 669.
- . ترجمه: «اول كاخ را بساز، بعد درصدد نقاشی و زیباسازی آن بر آی.»

