اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

84. غرر في كيفية حصول الكثرة في العالم

جلسه ۲۰۳

توضیحات:

84. غرر في كيفية حصول الكثرة في العالم

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۲۰۳

5
  • تعقل لِذاتِهِ و تعقل لِمَبدَئِهِ فَحينئذٍ وجوبُهُ مبدأُ عقلِ‌ ثانٍ جائي‌ و إمكانُه أي وجودُهِ بِاعتبارِ إضافَتِهِ إلى ماهيتِهِ مبدأُ الفلكِ الأقصَى. هذا بِاعتبارِ الوجهِ الأوَّل أو عقلُهُ لِمبدئِهِ مبدأُ الثّانِي‌ و عقلُهُ لِذاتِهِ‌ مبدأُ لِلفلكِ‌ الأقصَى و هذا بِاعتبارِ وجهٍ آخَر.1

  • «از آنجایی که ذاتش را تعقل می‌کند و هم مبدأ خودش را تعقل می‌کند، حالا وجوب این مجرد به مبدأ خودش؛ وجوب این عقل اوّل ما برای مبدأ عقل دوم موجب می‌شود چون واجب است» و وجوب بالغیر دارد، وجوب به مبدأ دارد، «این وجوبش مبدئیت برای عقل دوم را اقتضا می‌کند.»

  • «امکان او ـ نه وجوب بالغیرش ـ یا وجودش به اعتبار اضافۀ ماهیتش، مبدأ برای فلک أقصیٰ می‌شود» یعنی جنبۀ نقصش موجب معلولیت یک شیء ناقص می‌شود و جنبۀ کمالش موجب معلولیت یک شیء کامل می‌شود. این به اعتبار وجه اوّل است که وجوبِ ماهیت باشد، یا این‌طور بگوییم که عقلش برای تعقل کردن مبدأ خودش، یعنی جهت نورانیتی که این دارد، از نظر استناد به مبدأ، این مبدأ برای عقل دوم است. «و استناد این تعقل به ذات خودش مبدأ برای فلک أقصیٰ است.» یعنی وقتی که این به ذات خودش نظر می‌کند و جنبۀ نقص را در خودش تعقل می‌کند و این ذات در پیش او حضور دارد، این برای فلک أقصی ٰ علت می‌شود که در فلک أقصیٰ جنبۀ استعداد نهفته است نه جنبۀ فعلیت.

  • تلمیذ: این فلک أقصیٰ چیست؟!

  • استاد: عرض کردم که مشائین قائل هستند بر اینکه این عالم ماده ترکیب شده از هیولا و صورتی که از آنها جسم تشکیل می‌شود ـ این سه عنصر ـ آنچه که محیط به این است و این معلول برای او است عبارت از همین فلک أدنیٰ است. این جسمیت و جرمیت فلک أدنیٰ موجب می‌شود برای این آب و عناصر و فلان، خود او هم تحت یک فلک دیگری است، این جنبۀ مادی خلقت عالم را دارد تا همین‌طور به آن فلک أقصیٰ برسد. همراه با این فلک أقصیٰ و اینها، یک جنبۀ عقل وجود دارد که آن نفوس کلیه است، آن جنبۀ عقل آنها به ‌اضافۀ آن جرمی که دارند هردو کل نظام عالم را تشکیل می‌دهند یعنی ده عقل از مبدأ المبادی تا عقلی که مکمل نفس انسان هست، قائل هستند؛ عقل اول؛ صادر اوّل و عقل عاشر همین عقل‌هایی است که در سر ما هست. درست شد؟! این از آنجا پایین آمده است، همین‌طور از نقطه‌نظر جهت مادی ده سلسله قائل هستند. فلک آن عقل، تعلقش به فلک أقصیٰ است. تعلق عقل دوم به فلک دوم و همین‌طور تا به همین فلکی که ما را احاطه کرده است ـ یعنی این را لانهایه می‌دانند ـ این چیزی است که ما را احاطه کرده است. اینکه ما را احاطه کرده است برای سه چیز موجب شده است: هیولا و صورت و از ترکّب آنها ماده [تشکیل شده]. این سلسله‌ای است که از نظر نورانی و ازنظر ظلمانی اینها در مقابل همدیگر به آن معتقد هستند.

    1. . منظومه، ج 3، ص 673.
/ 380