جلسه ۲۰۳
توضیحات:
84. غرر في كيفية حصول الكثرة في العالم
جلسه ۲۰۳
6«این به اعتبار وجه دیگری است» که ما گفتیم که جنبۀ تعقلی آنها موجب علّیت برای این مخلوقات شده است.
فَلِلإشارةِ إلى الوجهينِ عَبَّرتُ تارةً بِالوجوبِ و تارةً بِالتَّعقَّلِ على أنَّ وجوبَه عينُ تَعَقلِهِ لِمبدئِهِ.1
«بهواسطۀ اشاره دو وجه ـ میگوید ـ ما تعبیر به وجوب آوردیم و گفتیم که وجوب علت میشود و در یکجا هم گفتیم که تعقل علت میشود. علاوه بر اینکه وجوب بالغیر عقل اوّل، عینِ تعقل او به مبدأ او است» چون این وجوب بالغیر او عبارت از استناد او به اضافۀ اشراقیه است، و لیس هُوَ إلی تحققه عند المبدأ و حضورُهُ عند المبدأ که عبارت از تعقلُهُ لِمبدئه است یعنی چه ما بگوییم: مبدأ اوّل خودش را تعقل میکند. چه اینکه بگوییم: حضور دارد به علم اولش که مبادی المبادی باشد، چه بگوییم: فانی در او است، چه بگوییم: استناد در او دارد، چه بگوییم: ربط در او دارد، همۀ اینها شیء واحد هستند. فرقی نمیکند.
فَإنَّ تعقلَ المجرد عينُ ذاتِهِ الوجوديةِ و إن لَم يَكنْ عينَ ماهيَّتِهِ دانٍ لِدانٍ أي الوجهِ الدّانِي لِلمعلولِ الدّاني2
«تعقل مجرد عین ذات وجودیۀ خودش است یعنی نزد خودش حضور ذاتی دارد گرچه عین ماهیتش نیست» یعنی دو جهت دارد؛ یک جهت قوه دارد و یک جهت ضعف دارد؛ از نقطهنظر قوه ذاتش را تعقل میکند اما ازنظر ماهیتش اینطور نیست بلکه آن ماهیت یک امری است که او نقص داده است.
ما هم همینطور هستیم، وقتی به اوصاف خودمان نگاه میکنیم، به آن غرائز ذاتیۀ خودمان و به آن کمالاتی که خدا در ما قرار داده است میبینیم که بالا میآییم، تجرد پیدا میکنیم، رشد پیدا میکنیم، قوت پیدا میکنیم، لطیف و سبک میشویم، چون تعقل برای انسان تجرد میآورد.
اتکاء و توجه نفس بهجهت ارتباط و ربط و نورانیت، موجب رشد و بقاء
این اتکاء نفس بهجهت ارتباط و ربط و نورانیت، این توجه نفس موجب رشد و بقاء او است. اما اگر دائماً به جهات نقصی که در ما است نظر کردیم؛ دائماً نظر به شهوت کردیم، نظر به غضب کردیم، دائماً نظر به مال اندوزی و تَرَؤُّس3 و ریاست کردیم دائماً میبینیم که خمود شدیم، کدر شدیم، سنگین و ثقیل شدیم و دیگر نمیتوانیم ... .
- . منظومه، ج 3، ص 673.
- . منظومه، ج 3، ص 673.
- . لغتنامه دهخدا: رئیس شدن.

