جلسه ۲۰۴
توضیحات:
کل درس سؤال و جواب
جلسه ۲۰۴
7تلمیذ: ولی سِحر اینطور نیست، صورت مثالی ندارد، در سحر دیگر صورت مثالی نیست؟!
استاد: سحر صورت مثالی ندارد، سحر اصلاً خلق نیست، سحر اصلاً تشبُّه است، اصلاً در سحر خلق نیست اما این خلق است.
تلمیذ: میشود حد واسطهها را تصور کرد؟ بله، میشود حد واسطهها را تصور کرد؟!
استاد: نمیشود بهخاطر اینکه طفره پیش میآید و طفره هم محال است، یعنی اگر شما در اینجا بخواهید آن وجود مجردِ بسیطِ بسیط را که هیچ جنبۀ حتی معنا در آنجا نیست و فقط نور و بهاء محض است را بهصورتِ این مادۀ ماده دربیاورید، چطور یکدفعه بدون تنزّل بهصورت ماده درمیآید؟ اصلاً امکان ندارد، نفس جهت لازمۀ سنخیت بین علت و معلول اقتضاء میکند که او به یک مرتبۀ مادون خودش از کثرت تنزّل کند، آنهم باز به پایینتر تنزّل کند تا به این ماده برسد.
تلمیذ: بالأخره این «یکی» که مطلق است با «دو» باید سنخیت داشته باشد، بله «دو» با «سه» هم باید سنخیت داشته باشد، «سه» هم با «چهار»، خب این سنخیت با آن سنخیت، با آن سنخیت یک با هزار هم سنخیت پیدا میکند؟
استاد: سنخیت او در اصلالوجود است. سنخیتش در اصلالوجود است در چیز دیگر نیست. ظلّ با ذی ظلّ سنخیت دارد.
تلمیذ: این با این سنخیت دارد اینهم با این سنخیت دارد، این را هم با این میتوانیم هر سه واسطهها را بگوییم این با این سنخیت دارد؟ یعنی مثل همان مثل جزء، جزء جزء، نمیشود مثلاً؟
استاد: نه آن باز در آنجا تفاوت میکند. ببینید در اینجا چون این بالنسبه به معلول خودش جنبۀ علّیت دارد پس معلول خودش در یک مرتبۀ اضعف از او باید قرار بگیرد، آن مرتبۀ اضعف همانی است که عرض میکنم که سنخیت، سنخیت ذاتی و اضعفیت، اضعفیتِ وجودی [است] یعنی وجودش ضعیفتر است ولی ذاتاً همان است یعنی همان وجود است که بهصورت ضعیفتر درآمده است مثل واکسن وبا؛ میگویند که اگر اسبی وبا بگیرد خونش را میگیرند و بهاصطلاح تبدیل به واکسن میکنند؛ ضعیفش میکنند و در بدن شما تزریق میکنند. الآن سنخیت بین این و آن هست یا نیست؟! این دیگر آبغوره که نیست بالأخره همان واکسن وبا است منتها این سنخیت سبب این نمیشود که این از نقطهنظر اشتداد وجودی هم باید مثل همان باشد بلکه این همان است اما ضعیف شده است، همان است ولی لطیف شده است، همان است ولی خصوصیات اشتدادی او گرفته شده است؛ همینطور مثل آب میماند، مثل بخار میماند، بین بخار و آب سنخیت هست یا نه؟! ولی نحوۀ وجود آنها اینطور است که بخار لطیف است ولی آب ثقل دارد. آیا بین آب و ثلج سنخیت هست یا نه؟! بله سنخیت هست و این همان است منتها ثلج بهصورت سفت است. اینها مراتبی است که یکی بر دیگری مترتّب میشود، از نقطهنظر علّیت و آن معلولش همان است از نظر وجود، که آن وجود ضعیف شده است، یعنی نهاینکه جدا شده است، یک وقت میگوییم که جدا شده است و این جدا شدن یعنی این میآید یک چیزی را درست میکند و همچنان ازنظر وجود همان است که آن وجود ضعیف شده است یعنی نهاینکه جدا شده است، یک وقت میگوییم که جدا شده و این جدا شدن یعنی این میآید یک چیزی را درست میکند و کنار میگذارد، یک وقت میبینیم نه، این خودش را میتواند به حالت ضعیفی درآورد و خودش را به حالت ضعیفی درمیآورد.

