اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نکته‌ها وگفته‌ها استاد

جلسه ۲۰۵

توضیحات:

نکته‌ها وگفته‌ها استاد

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۲۰۵

7
  • یک وقتی نهی داریم در یک قضیه‌ای در یک مسئله‌ای [آن یک مطلب دیگری است] لذا ما از اوّل با بعضی از این دوستان در این قضایا و مسائل گفتیم که عادی بنشینید، بخورید. این چیزهای من‌درآوردی و عجیب غریب چیست؟!

  • یک روزی خانۀ یک بندۀ خدایی رفته بودیم. گفت: بیایید جگر درست کنیم، گفتیم: لابد مثل آدم بلند می‌شود درست می‌کند ... این خاصیتش با آب پز نمی‌رود آن با کباب نمی‌رود و فلان، گفتم: این چرندیات را کنار بگذار، این کباب که بهتر از فلان است. همۀ جگرها را در سطل خاک ریخت و یک نفر هم نخورد! سفت، سفت مثل چدن بود! آن این‌طور بهتر است و این این‌طور بهتر است، همین شخص که می‌گفت: این‌طور بهتر است بیچاره مبتلا به سرطان شد و مُرد.

  • حالا مادر این بنده خدا می‌گفت که من می‌گفتم: این بچۀ من اصلاً سرطان نمی‌گیرد چون این‌طور دارد نسبت به تغذیه‌اش دقت می‌کند. ما کجای کار هستیم آقا؟! هزارها علل و اسباب داریم که اینها دارند در این عالم می‌روند و می‌آیند؛ عالم تصادم، عالم تضارب، عالم رفع، عالم نصب، عالم جعل، دائماً همین‌طور دارند کار انجام می‌دهند. یک علت از این‌طرف می‌آید یک علت از آن‌طرف زیرش می‌زند، یک چیز این‌طرف می‌آید یک چیز از آن‌طرف زیرش می‌زند. انسان یک گناه انجام می‌دهد یک چیز می‌آید، یک کمک به فقیر می‌کند و ... یعنی اینها همه در آن عالم ملکوت تضاربی که ـ در عالم ملکوت ـ دارند و این به آن می‌زند و آن به او می‌زند و این به او می‌زند تا یک‌دفعه تَقِش درمی‌آید یعنی بعد از سی سال تَقِش درمی‌آید یا چنان محکم می‌زند که همین امروز مثلاً دیگر کلکش کنده می‌شود!

  • ما فقط چشم را به جلوی پای‌مان انداخته‌ایم و داریم همین را می‌بینیم؛ همین کپسول و همین قرص را داریم می‌بینیم. بابا بالا بیا و به باطن و ملکوت این نگاه کن که الآن ملکوت این کپسول در چه وضعی است؟! چه مأموریتی دارد؟! چه مأموریتی به [عهدۀ] او گذاشته شده است! به باطن این قضیه باید نگاه کنیم، آن‌وقت اگر این‌طور شد، دیگر انسان راحت است یعنی همه چیز می‌‌خورد. بعد هم که بالأخره یک روزی باید رفت دیگر! حالا چه با تصادف چه با سکته چه با تب چه با نمی‌دانم...! انسان [نباید] در این مسائل پایبند ‌شود.

/