جلسه ۲۰۵
توضیحات:
نکتهها وگفتهها استاد
جلسه ۲۰۵
9تلمیذ: ربط حادث به قدیم براساس همان خلق جدید است دیگر؟
استاد: بله، بله.
تلمیذ: تااینکه آن قضیه اثبات نشود ما این ربط حادث به قدیم را هم نمیتوانیم اثبات کنیم؟
استاد: بله، بله نمیشود.
تلمیذ: در سلسلۀ عرضیه فرمودید که...
استاد: ما اصلاً سلسلۀ عرضیه نداریم. سلسلۀ عرضیه یک سلسلهای هست بهجای خودش؛ در هر عالمی یک سلسلۀ عرضیه هست این عالم طبع هم برای خودش یک سلسلۀ عرضیه دارد ولی صحبت در این است که هر حرکتی که در این سلسلۀ عرضیه پیدا میشود ـ چه حرکت در کمّ، چه حرکت در کیف، چه حرکت در مکان چه حرکت در أین، چه حرکت جوهریه ـ تمام این حرکتهایی که در این عالم پیدا میشوند هر حرکتی که آن حرکت موجب حدوث یک پدیدهای باشد و به فعلیت رسیدن یک استعدادی باشد یک سر نخی به صورت مثالی و ملکوت خودش دارد. آنجا طناب تکان خورد و این دانۀ سیب شروع به حرکت کرد یعنی آن ارتباطی که الآن بین دانۀ سیب و ملکوت خودش هست این دانۀ سیب را به حرکت درآورد. آن ارتباط باعث شد که در کلۀ این آقای باغبان بیندازد تا برود از فلان شیشه آن دانۀ سیب را بردارد و در باغچه بکارد، اگر آن نبود آن آقا هم دنبال آن شیشه نمیرفت و اصلاً چهبسا آن شیشه محو میشد. آنوقت آن دانۀ سیب برای خودش یک ملکوتی دارد که آن ملکوت دارد انجام میدهد، جنبۀ قابلیت دارد، از آنطرف این آقا یک ملکوتی دارد که در کلۀ این میاندازد که بهطرف این بیاید، از آنطرف یک ملکوتی خارج از این است که آن شیشه را در جلوی این دارد قرار میدهد، از آنطرف یک ملکوتی در آن باغچه است که دارد خاک را آماده میکند برای اینکه این را قرار بدهد. یکدفعه شما نگاه میکنید یک میلیارد ملکوت دارند با همدیگر کار انجام میدهند تا یک دانه [رشد کند] اصلاً یکدفعه انسان دیوانه میشود وقتی که میبیند چیزهایی که در مشرق و مغرب هستند و باهم افتراق دارند در ملکوت دارند با همدیگر کار انجام میدهند. در اینجا افتراق دارند اما در آنجا با همدیگر کار انجام میدهند. آن در مشرق عالم هست دارد برای اینکه در مغرب عالم هست کار انجام میدهد ولی خودش نمیفهمد. آن در فلان کرات هست اما دارد برای این چیزی که در اینجا هست کار انجام میدهد. این برای او انجام میدهد و و و و، یعنی اینقدر این عالم، عجیب بههم پیوسته است که هیچ کامپیوتری نمیتواند نسبت بین این اجزای این عالم را اینقدر محاسبه کند. روایت داریم وقتی که طالب علم، علم یاد میگیرد و بهدنبال علم میرود «إِنّهُ يَستَغفِرُ لِطالِبِ العِلمِ مَن فِي السّماءِ و مَن فِي الأرضِ حتّى الحُوتِ فِي البحرِ»1 این روایتی است که در اوّل معالم هست،2 حضرت در اینجا مبالغه نکردهاند بلکه واقعیت را میگویند. یعنی وقتی که طالب علم میرود و بهدنبال بحث میرود، ملکوت آن «سَمَکِ فی البحر» وقتی که به آن متصل میشود آن اشتدادِ وجودی که الآن دارد بهواسطۀ این پیدا میشود را احساس میکند و چون از او بهرهمند میشود برای طالب علم دعا میکند. اگر بهرهمند نشود میگوید: به من چه مربوط است. چرا من برایش دعا کنم؟ چیزی که به من نمیرسد مگر احمق هستم دعا کنم، پی کارش برود. چون آن «سَمَکِ فی البحر» دارد از او بهرهمند میشود دعا میکند. این طالب علم علمی که [یاد میگیرد] به بالا میرود و در آن ملکوت یک اثری ایجاد میکند، ماهی بهتوسط اتصالش با ملکوت خودش این معنا را احساس میکند و بهرهمند میشود و برای استجلاب فیض بیشتر دعا میکند برای اینکه این بیشتر درس بخواند! همه او را دعا میکنند. چرا؟! چون آن عالم، عالم وحدت است دیگر اینجا خیلی مسائل پیدا میشوند مثل آن احادیثی که داریم اگر کسی گناه بکند ولی آدم خوبی باشد گناه او در عالم ظلمت میرود و چیزی نصیب این نمیشود و آن شخصی که بد است و کار خوب انجام میدهد، خوبی او در عالم حسنات میرود و چیزی نصیب این نمیشود. اگر باطنش بهاصطلاح باطن بدی باشد ولی در عمل یک کار خوبی انجام بدهد و. ... 3
- . الکافی، ج ۱، كِتابُ فَضلِ اَلعِلمِ، بابُ ثَوَابِ العالِمِ وَ المُتَعَلِّمِ، ص۳4، ح 1؛ الأمالي (للمفید)، ج ۱، المجلس الرابع، ص ۲۸، ح 1.
- . معالم الأصول، ج 1، ص 17.
- . علل الشرائع، ج 2، ص 609.

