جلسه ۲۰۸
توضیحات:
86. غرر في كيفية حصول التكثر على طريقة الإشراقيين
جلسه ۲۰۸
11«[همین طور در ربط حادث به قدیم غیر از این گفته شده است یکی از آنها آن مطلبی است که صدرالمتألهین قدس سره در جایی از اسفار گفته است] که ایشان فرمودند از حرکت جوهریه و تجدد ذاتیه در طبیعت، لازم میآید انتها به یک حادثی که ماهیت این حادث یا حقیقتش.» همانطوریکه خود حاجی در حاشیه دارد ماهیت نظر به خود حرکت دارد و حقیقتش نظر به عین ما فیه الحرکة دارد که همان نفس آن امر ثابتی است که آن امر ثابت که عبارت از همان هیولایی که قابل تجدد است در او حرکت بهوجود میآید. «آن، عین حدوث و تجدد است مثل حرکت که حرکت عین حدوث و تجدد است» یعنی به حدوث حرکت میگویند. به تجدد حرکت میگویند. «یا حقیقت آن حادث عبارت از همان متحرک بنفسه است مثل طبیعتی که متحد است به ذاتش یعنی آنچه که تحرک به خودش دارد و بنفسه حرکت دارد» آن که آن حرکت ثابت است، مثل حرکت توسطیهای که گفتیم، آن منشأ میشود برای اینکه، این هیولا به چرخش دربیاید، آن منشأ میشود برای اینکه این هیولا صورتهای مختلفی به خود بگیرد یعنی یک دست نامرئی در این حرکت جوهریه وجود دارد که ما آن دست نامرئی را نمیبینیم بلکه آنچه را که میبینیم صورتهای مختلفی است که میبینیم. مثلاً امروز این سیب سیاه بود فردا سبز شد بعد زرد شد بعد قرمز شد. اما آن دست نامرئی در این وسط یک امر ثابتی است که او این مادۀ سیب و این هیولا را به حرکت و چرخش درمیآورد. مانند آن طبیعتی که تجدد قبول میکند و بعد آنوقت آن حرکت جوهریه میآید این طبیعت را به اشکال مختلف درمیآورد.
لكن الطبائعَ المنقطعةَ الوجودَ الَّتي عدمُها فِي زمانٍ سابقٍ و حركةٍ سابِقَةٍ مسبوقةٌ بِطبيعةٍ أخرىٰ حافظةٌ لِزَمانِها.1
«لکن طبایع منقطع الوجودی که وجودشان وجود منقطع است و عدمشان در زمان سابق است و حرکت سابقهای است که مسبوق به یک طبیعت دیگری است»؛ قبلاً یک طبیعتی بوده است و این حرکت باعث شده است که یک طبیعت بعد بهواسطۀ حرکت جوهریه پیدا بشود.
- . منظومه، ج 3، ص 680.

