جلسه ۲۰۸
توضیحات:
86. غرر في كيفية حصول التكثر على طريقة الإشراقيين
جلسه ۲۰۸
4در همۀ اینها اشکال هست؛ هم نظریۀ حکما و هم نظریۀ مرحوم صدرالمتألّهین و هم افرادی که قائل هستند به اینکه واسطه، علل و معدّات هستند، اشکال این است که بالأخره در ربط بین حادث و قدیم شما آن امر ثابت را آنکه از ثوابت نمیدانم چی چی که بهحساب نمیآورید، یعنی ما بالأخره سراغ یک مسئلهای رفتیم که او حادث است و نمیتوانیم او را از زمان بیرون بکشیم، حالا برفرض که آن حرکت توسطیۀ بین مبدأ و منتهیٰ ثابت است بالأخره آیا این حرکت حادث است یا حادث نیست؟! و بنا بر مسلک حرکت جوهریه آن امر ثابتی که در این حرکت جوهریه است و حرکت در این واقع میشود که عبارت از همان هیولای اوّلیه است و آن دائماً صورت تغییر میدهد و از صورتی به صورت دیگر درمیآید ...، بالأخره صحبت و نقل کلام در آن هیولا میکنیم که باید با او چه کرد؟! آیا او حادث است یا قدیم است؟! و همینطور در علل و معدّات و شرایطی که میگویند در عرض یک حادث میآیند و علت برای وجودش میشوند و باز این عللی که در این دوروبر هستند برای بعدی علت میشوند و هَلُمَّ جَرَّا آیا آن علل و آن شرایط حادثاند و یا قدیماند! اگر حادثاند پس ربط بین حادث و قدیم چطور میشود؟! یعنی نهاینکه بهدنبال یک امر ثابت بگردیم و خیال کنیم که مسائل تمام شد و اشکال مرتفع شد. اشکال در تجدد نیست بلکه اشکال در حدوث است، تجدد یک مسئلۀ بعد است؛ تجدد متفرّع بر حدوث است و همانطوریکه عرض کردیم حدوث لازمۀ ذات برای امکان ذاتی است؛ وقتی که یک شیء امکان ذاتی داشته باشد حدوث هم متفرّع بر آن است و وقتی که حدوث پیدا شد تجدد هم طبعاً پیدا میشود.
همیشه حدوث، علت برای تجدد است نه بالعکس
یعنی همیشه حدوث علت برای تجدد است نهاینکه تجدد برای حدوث علت میشود؛ چون این حادث است و امکان ذاتی دارد لذا متجدد است لذا باید پشت سر هم واقع بشود؛ آناً بعد آنٍ باید صورتی به خود بگیرد. بناءًعلیٰهذا مسئلۀ ربط بین حادث و قدیم بهجای خودش باقی میماند. صحبت در این است که یک علتی که ـ علت ـ جنبۀ قدم دارد چگونه آن علت میتواند ارتباط پیدا کند با یک پدیدهای که علت شود برای یک پدیدهای که آن پدیده باید در زمان واقع شود؟! این را چه باید کرد؟! اگر خود این پدیده در قدم وجود داشت یعنی همیشه با این علت، وجوداً در ازل مصاحب بود و بعد بهواسطۀ عروض یک حرکتی بر او یک مسائل و حوادث جدیدی از او بهوجود آمد، خب در اینجا بحثی نبوده ولی صحبت در این است که خود همین پدیدهای که میخواهد بهوجود بیاید میخواهد در زمان بهوجود بیاید چون میگوییم که حادث است، حداقل ما پدیدۀ مادی را میخواهیم بگوییم، حالا مجردات بماند که مجردات زمان ندارند ولی این پدیدههای مادی که زمان دارند، شما چطور میخواهید این پدیده را با یک قدیم ربط بدهید؟!

