جلسه ۲۰۹
توضیحات:
87. غرر في تمايز الأشعة العقلية
جلسه ۲۰۹
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
غررٌ فِي تمايُزِ الأشعَّةِ العَقلِية:
مَا امتازَتْ إلا بِتمايزِ العِلَل *** أشعَّةٌ حِسيَّةٌ على مَحَل لا يَشعُرُ ازْدِياداً إذْ لَيسَ بِحَيّ *** لكن لِبعضٍ دونَ بعضٍ فِيهِ فَيء أما أشعةٌ لِذِي حياتِه *** لَيسَ يَغِيبُ ذاتُهُ عَن ذاتِهِ و لَا الذي يَحصُلُ فِيهِ سَترا *** فَهو بِها إذاً تَزِيدُ شِعرا1 غررٌ فِي فذلكة ما ذُكِر:
فَكانَ مِن كلٍّ مِن إشراقاتٍ *** عقلٌ كَما مِنَ المشاهِداتِ فَرداً و بِالجِهاتِ فرداً مَثنى *** كَالقَهرِ و الحُبِّ و فقر و غِنى إذ كلُّ سافِلٍ لَه ذُلٌّ و وُدّ *** لِكلِّ عالٍ ذا غنى قهراً يَعُدّ فَجاءَت القواهر قِسمَين مِن *** أنوار أعلين بِتَرتِيبٍ زُكِن و اللّاتُ أربابِ الطِّلسماتِ بَدَتْ *** طبقةٌ عرضيةٌ تَكافَأتْ مِنهَا الَّتي مِنَ المُشاهِداتِ *** و بَعضُهَا الَّتي مِن إشراقاتِ نورُ الشُّهودِ كلُّ نورٍ شارِقَة *** يَسْمُو فَمِنهُ المُثُلُ المُعَلَّقَة و عالَمُ الحِسِّ إلى الثانِي نُمِي *** و إن لأعلين انْتُمِى فَيَلزِمِ علية الجسم لجسم و انتفى *** و كونه من كل وجه أشرفا و فلك الشمس من الذي يحـف *** أصغر أما الشمس فهو ذو شرف فإنه الطلسم للسهرير *** سلطان كل كوكب سنير و ليس في الثاني من الجهات ما *** يفي بثامن كثير أنجما2 این بحثی که در اینجا هست و همینطور بحثی که بعدش میآید همه مطالبی است که نتایج و آثار و ثمرات مسائل گذشته است البته بحثی است که بیفایده هم نیست و ایشان جنبۀ علم و ادراک را در این بحث بیان میکند که هر علم و هر ادراک و هر حضور ذات به ذات به جنبۀ عقلانی آن وجود متعیَّن، منتسب است نه جنبۀ حسی؛ اشعّۀ حسیه یعنی آثار حسّی عالم وجود جنبۀ حیات ندارند بلکه جنبۀ ذُل، مسکنت، فقر و عدم شعور را دارند اما ادراک و شعوری که در آنها هست به لحاظ جنبۀ عقلی آنها است که در آنجا حضور ذات به ذات است پس تمام اشعّههایی که ما احساس میکنیم ... فرض کنید شعاعهایی که بر یک جدار از چراغهای متفاوتی تابیده میشود ما اینها را یک واحد میبینیم درحالیکه منشأ اینها متفاوت و کثیر است. دلیلش این است که اگر فرض کنید یک عایقی قرار بدهید، این چراغ در مقابل خودش سایه میاندازد پس معلوم است که این منشأ متفاوت است ولکن شما این را واحد میبینید اما در اشعّههای عقلیه اینطور نیست بلکه هرکدام بوجوده متمایز هستند و هرکدام از نظر شدت و قدرت و ضعف با دیگری تفاوت دارند و تفاوت اینها هم به شدت و ضعف است مانند قائلین به قضیۀ تشکیک وجود که اینها مسئلۀ هویت مراتب وجود را چطور به شدت و ضعف میدانند و خود مابهالتفاوت در آنها عین مابهالاِشتراک در آنها است.
- . منظومه، ج 3، ص 688.
- . منظومه، ج 3، ص 691.

