اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

91. غرر في تحقيق ماهية المثل الأفلاطونية بعد الفراغ عن إنيتها

جلسه ۲۱۲

توضیحات:

91. غرر في تحقيق ماهية المثل الأفلاطونية بعد الفراغ عن إنيتها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۲۱۲

6
  • و السِّرُ فِي أنَّ الوجودَ البسيطَ مشتملٌ على جميعِ وجودات ما دونه بدونِ انثلامٍ في وحدتِهِ و بساطتِهِ‌ سوغُ أخذِ مفهوماتٍ‌ متخالفةٍ و جواز انتزاعها مِنَ الوجودِ الأحدي الذّات‌ أي الوجود البسيط كَما مَضىٰ.1‌

  • این سرّ که چطور یک وجود بسیط که مرکب نیست بر همۀ وجودات مادونش مشتمل است و همۀ آنچه را که مادونش هست این وجود بسیط واجد است بدون اینکه از وحدتش کم بشود و بدون اینکه خرقی در وحدتش پیدا بشود، در عین اینکه واحد است درعین‌حال هزار صفت کمالیه دارد. این سرّ این مسئله مهم است همین‌که شما می‌توانید و جایز است که مفهومات متخالفه‌ای را ـ و جواز انتزاعش ـ از یک وجود احدی الذات و بسیط بگیرید.

  • [یعنی] از وجود خداوند متعال یک مفهومات متعددی را بگیرید این جوازش همین است که آن وجود واحد بسیط به بساطت خودش حاوی همۀ کمالات مرکبات و همۀ کمالات آن وجودات متفرقۀ مختلفه‌ای که دارای ماهیات مختلفه هستند می‌باشد پس وجود واحد بسیط منشأ برای صفات کمالیه‌ای که در وجودات متخالفه بالذات است می‌باشد درعین‌حال از وحدت خودش هم دست برنمی‌دارد و در همان وحدت خودش هم هست و با حفظ وحدت خودش و هویت واحدۀ خودش همۀ صفات را دارد. این جوازش همین است پس این سرّ این می‌شود که آن مُثُل افلاطونی و آن صور چون مجرد هستند پس آنها به ‌جهت سِعۀ وجودی خودشان ـ چون مجرد و بسیط هستند ـ همۀ کمالات افراد نوعیۀ خودش را دارند.

  • كَالنَّفسِ‌ الناطقة فِي الذّاتِ‌ أي فِي مرتبةِ ذاتِها قواهَا الباطنةُ و الظاهرةُ حاويةٌ بِوحدةٍ فِي قوةٍ أي بِجهةٍ واحدةٍ بسيطةٍ فِي قوةٍ و هي‌ أي هذه القوةُ هيه‌ أي ذاتُ النفسِ لا أمرٌ ينضمُّ إليها فَهي بِذاتِهَا البسيطة مستحقٌ لحملِ عاقلٍ و متوهّمٍ و متخيلٍ و حساسٍ كلٌّ على مراتِبِها و ذلك لأنَّ الكلَّ تفيضٌ منها على البدنِ.2

  • «مثل نفس»؛ نفس ناطقه که مخلوط است. آیا در نفس ناطقه چند چیز مرکب هست؟! نه، نفس ناطقه یک واحد بسیط است و درعین‌حال شما می‌بینید صفات مخالف دارد صفات متفاوت دارد «این نفس ناطقه در مرتبۀ ذاتش قوای باطنۀ خودش را و قوای ظاهر خودش را حاوی است؛ هم باطن و هم ظاهر، به‌واسطۀ یک وحدتی که در قوه‌ای است که آن قوه عبارت از خود نفس است یا به‌ جهت یک واحدۀ بسیط و در یک قوه که قوه‌اش واحده و بسیط است که این قوه عبارت از همان ذات نفس است نه‌اینکه امری که مُنضم به او بشود. این نفس با آن ذات بسیطی که دارد شما هم می‌توانید به او، هم عاقل هم مُتِوَهّم هم متخیّل و هم حساس بگویید، نفس در هر مرتبه‌ای یک حالت به خودش می‌گیرد که اسم آن حالت را اینها می‌گذارند و تمام اینها از نفس به بدن می‌رسد و برای نفس است.»

    1. . منظومه، ج 3، ص 707 و 708.
    2. . منظومه، ج 3، ص 708.
/