جلسه ۲۱۳
توضیحات:
92. غرر في ذكر تأويلات القوم للمثل الأفلاطونية
جلسه ۲۱۳
13لحاظ تفاوت میکند ولی واقعاً واحد است. چون هیچ چیزی خارج از دایرۀ وجود نیست تااینکه بهواسطۀ کمالی که برای وجود پیدا میشود ما بگوییم: غایت خارج از وجود است سبب غائی خارج از وجود است. هیچ چیز خارج از وجود نیست تا ما بگوییم: فاعل برای وجود، خارج از وجود است و افاضه میکند. وجود است که هم فاعل خودش است و هم غایت برای خودش است و هم علل مُعدِّه و همه چیز برای خودش هست حالا که اینطور شد ...
تلمیذ: نه اجمالی هست و نه تفصیلی، هر دوتایش اعتباری است؟
استاد: نه، از این سلسلۀ مراتب که داریم منتها سلسلۀ مراتب در خودش هست.
تلمیذ: در خودش هست دیگر. چون هست اجمالی نمانده که به این تفصیل برسد.
استاد: چه اشکال دارد؟!
تلمیذ: ما فرض کردیم البته در عالم ذهن.
استاد: حقیقتی را دارای صور فرض کردیم. یک صورتش اجمال است یک صورتش تفصیل است.
تلمیذ: هردوتا در عالم وجود هست؟!
استاد: باشد هردوتا باشد.
تلمیذ: پس اعتباری شد دیگر. حقیقت وجود وقتی ...
استاد: ببینید ما نمیگوییم که چیزی از خارج خلق نشده تااینکه شما بگویید ... هر تغییری که هست در خودش هست؛ در خودش دائماً در حال تغییر است یعنی هیچ زمانی در اینجا در این قضیه مدخلیت ندارد یعنی خود وجود است که دارد در خودش تغییر ایجاد میکند و آن تغییری که ایجاد میکند با آنچه که قبلاً بود، در خودش وجود داشته است یعنی همینطور دائماً در حال تغییر و تبدّل در ذات خودش است و این ثبوت در آنجا است. در اینجا اگر بخواهد تغییر و تبدّل پیدا بشود باید انصرام باشد یعنی برود و به جایش چیز دیگر بیاید؛ خرق و التیام باشد. در زمانیات اینطور است؛ تا یک چیزی نرود بهجایش چیز دیگر نمیآید ولی در وجود ثابت است. ثبوت در وجود دلالت بر عدم تغییر نمیکند؛ درعینحال که در آن تغییر هست و درعینحال که ما اشکال مختلف را ما میبینیم درعینحال همه چیز در او ثابت است. دلیلش این است که آیا شما چیزهای مختلف را میبینید یا نمیبینید؟! این از کجا پیدا شد؟!

