اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

92. غرر في ذكر تأويلات القوم للمثل الأفلاطونية

جلسه ۲۱۳

توضیحات:

92. غرر في ذكر تأويلات القوم للمثل الأفلاطونية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۲۱۳

5
  • این درصورتی است که ما صور را قائم به ذات و باقی به بقاء ذات بدانیم اما اگر همان‌طوری که خیلی‌ها از مشائین می‌گویند، گفتیم: این صور مسبب هستند یعنی ذات برای اینها علت است جنبۀ القایی در اینها هست در اینجا چون این صور مجرد هستند لذا علت فاعلی با علت غایی در اینها یکی است یعنی اینها نه این‌طور است که به‌ جهتی برای رسیدن به مطلوب خلق شدند بلکه مطلوب در وجود اینها هست چون اینها وجود مجرده هستند و هر چیز که مجرد باشد [به] آن فعلیت تامّه می‌رسد و این وجود مادی است که این لحاظ در آن هست که غایت و اینها تفاوت می‌کند. [و باید به آن غایت و فعلیتِ خود برسد].

  • من‌باب‌مثال اگر یک سریری درست بکنند و بر آن سریر جالسی ننشیند، می‌گویند: هنوز به علت غائی خودش نرسیده است، باید به علت غائی برسد و امثال‌ذلک اگر یک ماشین درست کنند و سوار آن نشوند و فقط آن ماشین را در گاراژ نگه دارند و تماشایش کنند می‌گویند: این ماشین به علت غائی خودش نرسیده است. اگر یک میوه‌ای را کال از درخت بکنند و کنار بیندازند و لِه کنند می‌گویند: این به علت غائی خودش نرسیده است. علت غائی یعنی اینکه به نمود و اینها برسد آن‌وقت علت غائی سبب برای علت فاعلی می‌شود چون علت غائی مقدّم بر علت فاعلی است. فاعل که فعل انجام می‌دهد به لحاظ غایت است؛ تا نجّار تصور جلوس بر سریر را نکند که آن تخت را نمی‌سازد بلکه آن تخت را براساس علت غائی خودش می‌سازد منتها در مجردات چون مجرد، فعلیت محض است بنابراین علت غائی در آنجا خود وجود او است که وجود او علم و حیات است و نور و بهاء است. چون هر ما بالعرضی باید منتهی إلی ما بالذات بشود پس آنچه که مابالذات او عین کمال و عین نور و بهاء است بنابراین در اینجا علت فاعلی برای این عبارت از علت غائی می‌شود. علت فاعلی برای این یعنی از اجمال به تفصیل درآمدن.

/ 380