جلسه ۲۱۴
توضیحات:
92. غرر في ذكر تأويلات القوم للمثل الأفلاطونية
جلسه ۲۱۴
6تلمیذ: اینکه میگویند ملک تبدیل نمیشود این چیست؟
چگونگی تنزّل مَلک به عالم مُلک
استاد: حقیقتش تبدیل نمیشود ولی صورت به خود میگیرد و این اشکال ندارد، صورت گرفتن که عیب ندارد، آن صورت یک جنبۀ عَرَضی دارد و آن عرض خودش را به یک حالت دیگر تغییر میدهد، ﴿فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرٗا سَوِيّٗا﴾1 این است دیگر؛ یعنی آن حقیقت خودش را وقتی میخواهد به این عالم نزول بدهد به آن حقیقت خودش صورت میدهد بعد آن صورت را از خودش میگیرد [و] خودش را مجرد میکند.
این حالت همانطور که عرض کردم از خواص وجود است که آن وجود خاصیتش این است که میتواند در عین تجرد خودش لباس مادی به خودش بپوشاند و در عین ماده بودن لباس مجرد به خودش بپوشاند و مادۀ خودش را به مجرد تبدیل کند و مجرد را به ماده تبدیل کند، تمام این اطوار همه در این هست حتی ممکن است که ثقل پیدا کند، مگر این ﴿ٱلۡمَلَكَيۡنِ بِبَابِلَ هَٰرُوتَ وَمَٰرُوتَ﴾2 بهصورت بشر نیامدند؟! مگر غذا نخوردند؟! آنها را در ترازو میگذاشتید دو مثقال وزنشان بود؟! نه بابا! شصت یا هفتاد کیلو هم وزنشان بود، چاق و چله هم شده بودند! این منافاتی ندارد که یک حقیقت نوریه در نزولش به این عالم، لباس به خود بگیرد، چه اشکال دارد؟!
تلمیذ: متعدد هم باشد؟
استاد: متعدد هم باشند، صد میلیون هم میتواند باشند.
تلمیذ: ولیّ خدا که یک جسم مثالی برای خودش درست کند.
استاد: نه جسم مثالی، جسم واقعی درست میکند، بله خیلی خوب استها! من خودم میشناسم آنهایی که از این کارها میکردند!
این کلام مرحوم میرداماد بود.
یک تأویل دیگری که شده این است که میگویند: منظور از مُثل افلاطونیه عالم برزخ است، شما یک برزخ دارید این آقا یک برزخ دارد آن آقا یک برزخ دارد، هرکدام [یک برزخ داریم]، همان که در خواب میبینید برزخ است. ایشان میگوید که این حرف چه ربطی به آن دارد؟! اینکه واضحالبطلان است. او میگوید که مُثل افلاطونیه یک تعیّن واحده است، شما در اینجا صد میلیارد تعیّن درست کردهاید، اینهم پی کارش رفت.
- . سوره مریم (19) آیه 17. معاد شناسى، ج 6، ص 252:
«جبرائيل براى حضرت مريم به صورت يك بشر مستوى ممثّل شد.» - . سوره بقره (2) آیه 102:
﴿وَٱتَّبَعُواْ مَا تَتۡلُواْ ٱلشَّيَٰطِينُ عَلَىٰ مُلۡكِ سُلَيۡمَٰنَ وَمَا كَفَرَ سُلَيۡمَٰنُ وَلَٰكِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحۡرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلۡمَلَكَيۡنِ بِبَابِلَ هَٰرُوتَ وَمَٰرُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنۡ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحۡنُ فِتۡنَةٞ فَلَا تَكۡفُرۡ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنۡهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَزَوۡجِهِۦۚ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنۡ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ وَلَقَدۡ عَلِمُواْ لَمَنِ ٱشۡتَرَىٰهُ مَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنۡ خَلَٰقٖ وَلَبِئۡسَ مَا شَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ﴾. ترجمه:
«و پیروی کردند سخنانی را که (دیوان و) شیاطین در ملک سلیمان (به افسون و جادوگری) میخواندند، و هرگز سلیمان (با به کار بردن سحر به خدا) کافر نگشت و لکن شیاطین کافر شدند که سحر به مردم میآموختند. و آنچه را که بر دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شده بود پیروی کردند، درصورتیکه آن دو ملک به هیچ کس چیزی نمیآموختند مگر آنکه بدو میگفتند که کار ما فتنه و امتحان است، مبادا کافر شوی! اما مردم از آن دو ملک چیزی را که ما بین زن و شوهر جدایی افکند میآموختند، البته به کسی زیان نمیرسانیدند مگر آنکه خدا بخواهد، و چیزی که میآموختند به خلق زیان میرسانید و سود نمیبخشید، و محققاً میدانستند که هر که چنین کند در عالم آخرت هرگز بهرهای نخواهد یافت، و آنان به بهای بدی خود را فروختند، اگر میدانستند.»
- . سوره مریم (19) آیه 17. معاد شناسى، ج 6، ص 252:

