جلسه ۲۱۶
توضیحات:
93. غرر في قاعدة إمكان الأشرف
جلسه ۲۱۶
10بله، بله، بله، ایشان اینطور بودند ولی حالا من نمیدانم این آقای حداد چطور است، اصلاً واقعیت از امر آقای حداد تراوش میکند! ایشان اصلاً وقتی که امر میکند با خودش واقعیت هم میآورد یعنی در خارج با همه تحقق میدهد، این خیلی تفاوت دارد!
حالا ما که این حرفها را نمیفهمیم فقط کلام بزرگان را نقل میکنیم!
تلمیذ: این بدیهیات منطقی را که حکما و فلاسفه معتقدند میگویند که خدا بر طبق این باید چیز کند، آنوقت این منشأ شده برای...
استاد: بله، همین است درست است.
تلمیذ: در عملی هم؟!
استاد: بله در عملی هم به همین کیفیت باید استنتاج شود درست است.
تلمیذ: در آنجا هم این نیست.
استاد: بله، در آنجا هم این نیست.
تلمیذ: اثباتی است ثبوتی که نیست.
استاد: بله ثبوتی نیست. البته بحثهای مفصل اینها در اسفار است.
ثُمَّ قولُنا و النورُ الأسفَهبُد أي النَّفسُ إذْ يُبَرهَنُ عَليه أيْ عَلى وُجودِهِ فَالقاهرُ أي العقلُ أيضاً كائنٌ مِنَ الكونِ المُطلق أي موجودٌ إشارةٌ إلى فَرْعِ الشَّيخِ الإشراقي عَلى هذهِ القاعدةِ بِقَولِهِ و الأنوارُ المُجردةُ المُدبّرةُ فِي الإنسانِ بَرْهَنّا عَلى وُجودِها و النُّورُ القاهرُ أشرفُ مِنَ المُدَبِّر و أبعدُ عَن عَلائِقِ الظُّلمات و هُو مُمكنٌ فَيجِبُ أنْ يكونَ وُجودُه أوّلاً.1
نور اسفهبد یا نفس که بر وجودش برهان میشود بنابراین قاهر هم که عقل است باید وجود داشته باشد کائن است (چون قاهر جنبۀ علّی دارد و جنبۀ اشرفیت دارد) «کائن» از کون مطلق است [یعنی موجود است واین اشاره است به آن فرع که شیخ اشراق فرموده] این قاعده که میفرماید انوار مجردۀ مدّبره در انسان (که نور اسفهبدیه است) ما برایش برهان آوردیم و نور قاهر اشرف از مدبّر است و ابعد از علایق ظلمات است (جنبۀ تجردش قویتر است) و او ممکن است و باید وجودش اوّل باشد.
قال العلامةُ فِي الشَّرح و هُو مُمكنٌ لِأنَّ الجوهرَ المُجردَ ممكنٌ و إلاّ لَما وُجِدَتْ النَّفسُ المُجردةُ لَكِنَّها وُجِدَتْ و إمكانُ المُجردِ الأخسِّ و هُو النَّفسُ دليلٌ عَلى إمكانِ المُجردِ الأشرف و هُو العَقلُ انتهىٰ.2
- . منظومه، ج 3، ص 731 و 732.
- . منظومه، ج 3، ص 732.

