جلسه ۲۱۶
توضیحات:
93. غرر في قاعدة إمكان الأشرف
جلسه ۲۱۶
11علامه قطبالدین در شرح حکمةالاشراق میفرمایند که این مسئله ممکن است چون جوهر مجرد ممکن است والاّ نفس مجرد پیدا نمیشد لکن نفس داریم و امکان مجرد اخسّ که نفس است، دلیل بر امکان مجرد اشرف که عقل است میباشد. تمام شد.
این هم بد نیست.
و هذا دليلٌ على أنَّ اختلافَ النَّفسِ و العَقلِ بِالنَّقصِ و الكَمالِ لا بِالنُّوعِ كَما مَرّ.1
این دلیل بر این است که اختلاف نفس و عقل در نقص و کمال است و به نوع نیست، همانطور که قبلاً گذشت.
چون اینکه شخصی بخواهد دلیل بر دیگری باشد باید اختلاف ماهوی نداشته باشند والاّ دلالت در اینجا ناتمام میماند.
و أيضاً كُلُّما صَحَّ على الفَردِ صَحَّ على الطبيعةِ مِن حيثُ هي و كُلُّما امتَنَعَ على الطَبيعةِ امتنَعَ عَلى أفرادِها و لَمّا صَحَّ الإمكانُ عَلى النَّفسِ صَحَّ عَلى طَبيعةِ الجُوهرِ المُجردِ مُطلقاً.2
ایضاً هر صفت و هر عَرَضی که بر یک فردی صحیح باشد (یعنی حمل او صحیح باشد) بر طبیعت هم حملش صحیح است من حیث هی (چون فرد داخل در آن طبیعت است) و هرچه که ممتنع بر طبیعت باشد ممتنع بر افراد است (چون افراد داخل بر آن طبیعت هستند) و از آنجایی که امکان بر نفس صحیح است او هم بر طبیعت جوهر مجرد که آن است هم صحیح است مطلقاً.
پس میتوانیم به جوهر مجرد، ممکن بگوییم: «هذا ممکنٌ». پس هر اوصافی که بر نفس بار میشود آن اوصاف بهنحو امکان بر آن جوهر مجرد هم قابل حمل خواهد بود چون این داخل در تحت آن طبیعت است و آن عروض این وصف بر این، به لحاظ دخولش تحت آن طبیعت است.
و الحمدُ لله على جَمالِهِ و جَلالِهِ و الصلاةُ على محمدٍ و آلِهِ.3
[حمد برای خداست بر جلال و جمالش، و صلوات بر محمد و آلش].
اللهم صل علی محمد و آل محمد
- . همان.
- . منظومه، ج 3، ص 732.
- . همان.

