جلسه ۲۱۶
توضیحات:
93. غرر في قاعدة إمكان الأشرف
جلسه ۲۱۶
4حالا این مطالبی را هم که ایشان فرمودند، یک جنبههای تکلُّفی در اینجا دارد. ولی اینهم روی هم رفته بد نیست. بنابراین همانطور که خود مرحوم حاجی هم در اینجا میفرمایند بحث امکان اشرف در سلسلۀ طولیه است نهاینکه در سلسلۀ عرضیه باشد همانطور که در السنه متداول است.
و اما راجع به اینکه در خود سلسلۀ عرضیه همانطوریکه عرض کردم عقل در اینجا حاکم است بر اینکه اگر یک صفتی در عالمِ وجود تعیّن پیدا کند و عارض بر یک ذات بشود یعنی در ضمن یک ذاتی تعیّن پیدا کند عقل به اعتبار امکان، تجویز میکند نه به اعتبار وجوب، که در همین سلسلۀ عرضیه اشرف از او هم وجود داشته باشد تا به مرتبۀ لایتناهی برسد یعنی ما میتوانیم در همین سلسلۀ عرضیه تجویز اشرف را در مرحلۀ امکان ـ نه در مرحلۀ وجوب، همانطوریکه مورد بحث است ـ داشته باشیم آنوقت استفادههایی که در اینجا میکنیم در مسائل اخلاقی، اجتماعی، فقه، تشریع، احکام و امثالذلک بهدرد میخورد.
تلمیذ: طبق فرمایش شما در باب سلسلۀ طولیه اگر معلول را بگیریم چرا بحث امکان بیاید چرا بحث وجوب نباشد؟
استاد: منظور ایشان از امکان همین وجوب است یعنی همین عدم منافات با وجوب نهاینکه صرف امکان بهعنوان امکان ذاتی. منظور ایشان هم همین وجوب است نهاینکه منظور مثل امکان اشرف.
غررٌ فِي قاعدةِ إمكانِ الأشرف.
و التعبيرُ بِالإمكانِ الأشرف في حكمةِ الإشراق و شرحِهِا و الأسفار و قَبَسَات السيد ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ معَ كمالِ فصاحَتِه ليسَ عَلى ما يَنبَغي إذِ الإمكانُ لا يُوصَف بِالأشرفِ و الأخَسِّ إلاّ أنْ يَكونَ مُرادُهم بِالإمكانِ هو المُمكنُ.1
[بحث در قاعدۀ امکان اشرف].
تعبیر به امکان اشرف در حکمت اشراق و شرحش و اسفار و قبسات سید بااینکه فصیح است [اما سزاوار نیست، چون] امکان به اشرف و اخس وصف نمیشود، إلاّ اینکه مراد از امکان، ممکن باشد.
یک وصفی است یک عَرَضی است که بر ممکن عارض میشود، ممکن است که متصف به اشرف و اینها شود. إلا اینکه مراد از امکان، ممکن باشد ولی عرض شد لازم هم نیست که مراد از امکان، ممکن باشد چون خود اشرف یعنی ذاتی که آن اشرفیت بهعنوان اضافه به او بار شده مسئلهای هم ندارد و این خیلی پرفایده است و ملاصدرا در اسفار خیلی مانور داده و خیلی راجع به این مسئلۀ امکان اشرف در آنجا صحبت کرده است.
- . منظومه، ج 3، ص 729 و 730.

