جلسه ۲۱۶
توضیحات:
93. غرر في قاعدة إمكان الأشرف
جلسه ۲۱۶
7«مصدر برای کثیر [میشود و استحالهاش دانسته میشود و وقتی که توالی باطل شد] ثابت است که ممکن اشرف از خداوند تعالیٰ است ثُمَّ الأخسّ فَالأخَس». پس یعنی سلسلۀ طولیه باید محفوظ باشد.
تلمیذ: این ادلّه مبنائاً باطل است؟
استاد: بله، البته تمام این ادلّه براساس امساک فیض از فیّاض است و در این مسئلۀ امساک فیض از فیّاض علیالإطلاق ما قبلاً تشکیک کردیم و مسئله را بردیم بر اینکه آنچه را که از ناحیۀ پروردگار صادر میشود، آن عین مصلحت و عین حق است نهاینکه صدور و عدم صدور آن کاشف از یک مصلحتی باشد که ما عدم آن مصلحت را امساک فیض از ناحیۀ او بدانیم. خیلی تفاوت در این قضیه است و این مسئلۀ امساک فیض و فیاض علیالإطلاق همه ادلّۀ متکلمین است البته بعضی از فلاسفه هم قبول دارند.
تلمیذ: بهتر از او نمیشود تصور کرد.
استاد: اینها میگویند که فیاض علی اطلاق چرا این امساک فیض نباید بکند، ما در اینجا میگوییم: چرا پیغمبر هفت هزار سال بعد از حضرت آدم خلق شده است؟
تلمیذ: با این شرایط این مسائل بهتر از این نمیشود یعنی اگر پیغمبر هزار سال قبل در عالم طبع میآمد این نفعی که حالا داشت را نداشت.
استاد: میدانم. پس این را ما در اینجا میگوییم که آنچه را که در این عالم هست، بهترین است. چرا بهترین است؟! چون ارادۀ او به این تعلق گرفته و بهترین شده است. نه اینکه او بهترین است چون این مطابق با واقع است و ارادۀ او [به این تعقل گرفته است].
تلمیذ: ارادۀ خدا بر بهترین است؟
استاد: ارادۀ او علت برای مصلحت است نهاینکه علت او بر طبق سبب غائی موجب خلق نظام شده است.
تلمیذ: نتیجه یکی است ولکن بیان مختلف است.
استاد: نه، نتیجه فرق میکند؛ نتیجه تقدّم علّی بر معلول است. یک وقتی شما میگویید: این فعلی را که انجام میدهید براساس سبب غائی است یعنی سبب غائی برای خلق این فعل علت است لذا در اینجا میگویند که علت غائی حتی بر علت فاعلی هم مقدّم است یعنی در ذهن فاعل اوّل علت غائی میآید بعد فاعل را برای او موجب و تحریک میکند. آیا درمورد پروردگار هم همین است؟! یعنی علم پروردگار به نظام احسن که خارج از ذات او و خارج از مشیّت و ارادۀ او است علت غائی برای فاعلیت فاعل شده است یا نه در پروردگار فاعل و غایت یکی است؟! اینها این را نمیگویند.

