
بحث اصل مثبت و نقد نظر مرحوم نائینی در بحث تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه
تمسک به عام در شبهه مصداقیه محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ضمن بررسی دیدگاه مرحوم نائینی، به این پرسش میپردازد که آیا در موارد شک در مصداق میتوان به عمومات شرعی تمسک کرد یا باید از اصول موضوعی مانند استصحاب بهره برد. در ادامه، تحلیل نائینی درباره استصحاب عدم اذن مالک و نفی تمسک به قاعده «علی الید» در شبهه مصداقیه مطرح و سپس نقد میشود. بخش مهمی از بحث به مسئله اصل مثبت اختصاص دارد؛ اینکه آیا استصحاب میتواند عناوین و آثاری را که بهصورت لازم از موضوع مستصحب بهدست میآیند اثبات کند یا خیر. استاد با مثالهایی از باب اقتدای مأموم، حیات جنین و غصب، مبنای مشهور در اصل مثبت را به چالش میکشد و حدود اعتبار استصحاب و لوازم آن را بررسی میکند.
بحث اصل مثبت و نقد نظر مرحوم نائینی در بحث تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه
توضیحات:
تمسک به عام در شبهه مصداقیه محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ضمن بررسی دیدگاه مرحوم نائینی، به این پرسش میپردازد که آیا در موارد شک در مصداق میتوان به عمومات شرعی تمسک کرد یا باید از اصول موضوعی مانند استصحاب بهره برد. در ادامه، تحلیل نائینی درباره استصحاب عدم اذن مالک و نفی تمسک به قاعده «علی الید» در شبهه مصداقیه مطرح و سپس نقد میشود. بخش مهمی از بحث به مسئله اصل مثبت اختصاص دارد؛ اینکه آیا استصحاب میتواند عناوین و آثاری را که بهصورت لازم از موضوع مستصحب بهدست میآیند اثبات کند یا خیر. استاد با مثالهایی از باب اقتدای مأموم، حیات جنین و غصب، مبنای مشهور در اصل مثبت را به چالش میکشد و حدود اعتبار استصحاب و لوازم آن را بررسی میکند.
بحث اصل مثبت و نقد نظر مرحوم نائینی در بحث تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه
13تلمیذ: در تذکیه میگویند که اگر شک بشود تذکیه شده است یا نه، میگویند اصل، عدم تذکیه است؛ [در مورد طهارت میگویند اصل طهارت است. این دو با هم منافات دارند اگر طاهراست نباید میته باشد. یعنی بر اساس اصول مثبته میگویند چون اصل مثبت نیست اشکال ندارد. ولی از نظر تکوینی و عقلایی با هم منافات دارند. در ترتّب آثار اگر طاهر است میته نباید باشد و اگر میته است نباید طاهر باشد. منظورم این است که شما همین مورد را تعمیم میدهید؟]
استاد: بله همین مورد را.
تلمیذ: یعنی مورد را حالا یا حکم به طهارت میکنید یا استصحاب؟
استاد: بله، این بحثهایش گذشت که در اینجا حکم به طهارت است.
تلمیذ: اگر حکم به طهارت میدهید پس باید بگویید میته نیست.
استاد: دقت کنید! یک وقت بحث در لحم مطروح است؛ یک وقت بحث در حیوانی است که مشکوک است بین قبول تذکیه و عدم قبول تذکیه. آنوقت لحم مطروح دو جور است؛ یک وقت یقین به تذکیهاش داریم ـ سوای آن وصفی که آن وصف موجب تذکیه است ـ ؛ یک وقت نه، ما اصلاً شک در فری اوداج داریم، در مورد فری اوداج میشود میته.
تلمیذ: آنوقت باید حکم به نجاست کنیم.
استاد: بله حکم به نجاست میشود.
تلمیذ: اگر اینطور باشد الان قضیه مشکل میشود.
استاد: چرا؟! اینجا سوق مسلمین هست.
تلمیذ: چون بعضیها که تفحص کردند گفتند که اینها میته است. آیا در اینجا هم سوق مسلمین حاکم است؟
استاد: از کجا تفحص کردهاند؟!
تلمیذ: بعضیها تفحص کردند و دیدند که میته است.
استاد: نه، دیگر اینجور هم نیست! مگر اینکه واقعاً انسان تفحص کرده باشد؛ آنوقت دیگر سوق مسلمین میرود کنار. چون سوق مسلمین خودش اماره است، موضوع نیست.
تلمیذ: پس شخص، خودش باید تفحص کند.
استاد: بله خودش باید تحقیق کند و الا همین سوق مسلمین کافی است.
اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
