
تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص
و جریان اصل در آن
تبدل عنوان موضوع عام پس از تخصیص و جریان اصل، محور این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به این مسئله میپردازند که با ورود مخصص متصل یا منفصل، عنوان موضوع عام چگونه تغییر میکند و چه تأثیری بر اجرای اصول موضوعی دارد. سپس با بررسی اوصافی مانند قرشیت، عدم قرشیت، تذکیه و عدم تذکیه، تفاوت میان اوصاف قابل زوال و اوصاف ملازم با ذات را تبیین میکنند. در ادامه، امکان یا عدم امکان استصحاب عدم ازلی در اینگونه اوصاف بررسی میشود و اشکالات وارد بر استناد به آن توضیح داده میشود. همچنین نسبت میان وصف، موصوف و موضوع حکم شرعی مورد تحلیل قرار میگیرد و آثار آن در جریان اصول عملی روشن میشود. حاصل بحث، تبیین محدوده اعتبار استصحاب در موضوعات مقید و بیان مواردی است که اصل عملی توان اثبات یا نفی موضوع را ندارد.
تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص
توضیحات:
تبدل عنوان موضوع عام پس از تخصیص و جریان اصل، محور این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به این مسئله میپردازند که با ورود مخصص متصل یا منفصل، عنوان موضوع عام چگونه تغییر میکند و چه تأثیری بر اجرای اصول موضوعی دارد. سپس با بررسی اوصافی مانند قرشیت، عدم قرشیت، تذکیه و عدم تذکیه، تفاوت میان اوصاف قابل زوال و اوصاف ملازم با ذات را تبیین میکنند. در ادامه، امکان یا عدم امکان استصحاب عدم ازلی در اینگونه اوصاف بررسی میشود و اشکالات وارد بر استناد به آن توضیح داده میشود. همچنین نسبت میان وصف، موصوف و موضوع حکم شرعی مورد تحلیل قرار میگیرد و آثار آن در جریان اصول عملی روشن میشود. حاصل بحث، تبیین محدوده اعتبار استصحاب در موضوعات مقید و بیان مواردی است که اصل عملی توان اثبات یا نفی موضوع را ندارد.
تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص
8استاد: جان من! تکویناً که مسئله را بدتر میکند. من میگویم که دست بالا گرفتم و گفتم این مسئلۀ اعتباری است. شما تذکیه و عدم تذکیه را تکوینی میدانید یا غیر تکوینی؟! یک جهت تکوینی میدانید دیگر! قبول تذکیه و عدم قبول تذکیه، جهت تکوینی دارد.
حیوانی را در این اتاق برای شما میآورند، نمیدانید که به چه حیوانی ملحق است. آیا این ملحق به غنم است یا ملحق به ذئب است یا ملحق به اِبل است یا ملحق به بقر است؟ آیا شما میتوانید در اینجا اصل عدم تذکیه را جاری کنید؟! این قبول تذکیه و عدم قبول تذکیه، دو وصفی هستند که وصف ملازم با ذات هستند یعنی از وقتی که این گوسفند پا به عرصۀ وجود میگذارد یا با خودش تذکیه را میآورد یا غیر تذکیه را، شق ثالث دیگر ندارد. یعنی وقتی که این حیوان به دنیا میآید، حتی اگر این حیوان به دنیا نیاید بلکه به معجزۀ نبی، این حیوان خلق بشود یعنی جزء مخترعات بشود و نه جزء کائنات که مسبوق به ماده و مُدت باشد؛ مثل اینکه امام رضا علیهالسلام، یا موسی بن جعفر علیهماالسلام شیری را اختراع کنند و اصلاً مسبوق به ماده و مسبوق به مدت نباشد، این حیوان یعنی همین حیوانی که الان این جلو نشسته حتی اگر با معجزۀ امام هم بهوجود آمده باشد یا با خودش تذکیه را میآورد و مذکیٰ است یا غیر مذکیٰ است.
تلمیذ: این بهخاطر این است که تذکیه دائر مدار اعتبار شارع است.اما مسئلۀ قرشی فرق میکند.
استاد: نه، خب شارع در همه اعتبار کرده است. همین شارع قرشی و غیر قرشی را در همۀ زنها اعتبار میکند و میگوید که از الان که من مبعوث به رسالت شدم تمام نساء کرۀ زمین را به دو دسته تقسیم کردم چه آنهایی که الان هستند چه آنهایی که از الان به دنیا میآیند؛ یا قرشی هستند یا غیر قرشی.
