اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

قول راجح در تخصيص عام به مخصص منفصل يا استثناء متصل

14٬110
اصول

قول راجح در تخصیص عام به مخصص منفصل و استثناء متصل، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند را درباره امکان ادخال فرد مشتبه در عام با اصل موضوعی بررسی می‌کنند و سپس اشکالات وارد بر این مبنا را از منظر فهم عرفی توضیح می‌دهند. در ادامه، با تبیین جایگاه عرف در محاورات شرعی و نقش اصول و امارات در حالت جهل به واقع، مبنای صحیح فهم مخصص منفصل را روشن می‌سازند. بخش مهمی از بحث به بررسی نسبت علم، ظاهر، اصول عملیه و لوازم عرفی آنها اختصاص دارد تا زمینه برای تحلیل دقیق مسئله فراهم شود. در نهایت، استاد نتیجه می‌گیرند که مفاد مخصص منفصل یا استثناء متصل، اثبات نقیض عنوان خاص برای افراد باقی‌مانده تحت عام است و این تفسیر از سایر احتمالات به فهم عرفی نزدیک‌تر و قابل‌قبول‌تر است.

قول راجح در تخصيص عام به مخصص منفصل يا استثناء متصل

توضیحات:

قول راجح در تخصیص عام به مخصص منفصل و استثناء متصل، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند را درباره امکان ادخال فرد مشتبه در عام با اصل موضوعی بررسی می‌کنند و سپس اشکالات وارد بر این مبنا را از منظر فهم عرفی توضیح می‌دهند. در ادامه، با تبیین جایگاه عرف در محاورات شرعی و نقش اصول و امارات در حالت جهل به واقع، مبنای صحیح فهم مخصص منفصل را روشن می‌سازند. بخش مهمی از بحث به بررسی نسبت علم، ظاهر، اصول عملیه و لوازم عرفی آنها اختصاص دارد تا زمینه برای تحلیل دقیق مسئله فراهم شود. در نهایت، استاد نتیجه می‌گیرند که مفاد مخصص منفصل یا استثناء متصل، اثبات نقیض عنوان خاص برای افراد باقی‌مانده تحت عام است و این تفسیر از سایر احتمالات به فهم عرفی نزدیک‌تر و قابل‌قبول‌تر است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

قول راجح در تخصيص عام به مخصص منفصل يا استثناء متصل

12
  • بنابراین در تخصیص به منفصل، قول به اینکه مفاد و بیان مخصص ما در اینجا اثبات نقیض برای این عام است، ارجح از تمام وجوه اربعه خواهد شد. پس أکرم العلماء و لا تکرم الفساق، أکرم العلماء الا الفساق، معنایشان این است که أکرم العلماء الذین لیسوا بفاسقین، یعنی علمایی که فاسق نیستند؛ تمام شد و رفت! حالا این اثبات لیسوا بفاسقین با اصل می‌شود، با غیر اصل می‌شود، با اماره می‌شود با هر چیزی می‌خواهد بشود، بشود! همین‌قدر لیسوا بفاسقین به مفاد مقتضای ظهور قضیۀ حملیۀ ما در علم، که علم لازم است، قضیۀ حملیۀ ما ظهور دارد در علم به عدم فسق، وقتی که این علم نبود این وجوب أکرم العلماء شامل او خواهد شد. و این اشکالی است که از این نقطه‌نظر بر مرحوم آخوند می‌شود. البته این مسئله‌ای که خدمتتان عرض کردم به مستشکلین بر مرحوم آخوند هم وارد می‌شود.

  • این مطلب را بگویم و بعد دیگر این مسئله را تمام کنیم و برویم دنبال مطلب دلیل لّبی. مرحوم آخوند در اینجا به‌دنبال این قضیه مطلبی را فرموده‌اند، ایشان فرموده‌اند که در این مورد که مخصص ما عام را به هر عنوانی که آن عنوان مغایر با خاص است معنون کند، اجرای اصل در اینجا بلامانع است. فرض کنید که اصل عدم عدالت، اصل عدالت، اصل عدم فسق، اصل عدم قرشیّت و ... تمام این اصول در اینجا جاری است؛ اما تمسک به این اصل در اثبات حکم خاص بر این عنوان، جایز نیست.

  • این همان اشکالی است که خدمتتان عرض کردم که اگر شما اصلی را در اینجا جاری می‌کنید لوازم عادی و عرفیش هم ثابت می‌شود. فرض کنید که دلیل به اصل می‌آورید و می‌گویید اصل، عدم فسق است؛ خب وقتی اصل، عدم فسق است در مقابل عدم فسق چیست؟! خب عدالت است دیگر! کوسه و ریش پهن که نمی‌شود! آدم، یا فاسق است و یا عادل است. شما از یک طرف با اصل، عدم فسق او را اثبات می‌کنید؛ بعد می‌گویید که عدالت ثابت نمی‌شود. آن‌وقت احکامی که مترتب بر عدالت است آن احکام را ثابت نمی‌کنید، این دیگر چطور ممکن است؟! شخص یا خوابیده است و یا ایستاده [و بیدار]، دو حالت که بیشتر نداریم! خوابیدن داریم و ایستادن، اگر شما بگویید که نایستاده، پس حتماً خوابیده است. نمی‌شود گفت که نه‌خیر، این نایستاده، ولی نخوابیده است! پس چه؟! پا در هواست؟! یا باید بخوابد یا بایستد دیگر! یا باید سیاه باشد یا باید سفید باشد؛ اگر امر دائر مدار بین دو چیز باشد.

/ 260