اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

قول راجح در تخصيص عام به مخصص منفصل يا استثناء متصل

14٬110
اصول

قول راجح در تخصیص عام به مخصص منفصل و استثناء متصل، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند را درباره امکان ادخال فرد مشتبه در عام با اصل موضوعی بررسی می‌کنند و سپس اشکالات وارد بر این مبنا را از منظر فهم عرفی توضیح می‌دهند. در ادامه، با تبیین جایگاه عرف در محاورات شرعی و نقش اصول و امارات در حالت جهل به واقع، مبنای صحیح فهم مخصص منفصل را روشن می‌سازند. بخش مهمی از بحث به بررسی نسبت علم، ظاهر، اصول عملیه و لوازم عرفی آنها اختصاص دارد تا زمینه برای تحلیل دقیق مسئله فراهم شود. در نهایت، استاد نتیجه می‌گیرند که مفاد مخصص منفصل یا استثناء متصل، اثبات نقیض عنوان خاص برای افراد باقی‌مانده تحت عام است و این تفسیر از سایر احتمالات به فهم عرفی نزدیک‌تر و قابل‌قبول‌تر است.

قول راجح در تخصيص عام به مخصص منفصل يا استثناء متصل

توضیحات:

قول راجح در تخصیص عام به مخصص منفصل و استثناء متصل، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند را درباره امکان ادخال فرد مشتبه در عام با اصل موضوعی بررسی می‌کنند و سپس اشکالات وارد بر این مبنا را از منظر فهم عرفی توضیح می‌دهند. در ادامه، با تبیین جایگاه عرف در محاورات شرعی و نقش اصول و امارات در حالت جهل به واقع، مبنای صحیح فهم مخصص منفصل را روشن می‌سازند. بخش مهمی از بحث به بررسی نسبت علم، ظاهر، اصول عملیه و لوازم عرفی آنها اختصاص دارد تا زمینه برای تحلیل دقیق مسئله فراهم شود. در نهایت، استاد نتیجه می‌گیرند که مفاد مخصص منفصل یا استثناء متصل، اثبات نقیض عنوان خاص برای افراد باقی‌مانده تحت عام است و این تفسیر از سایر احتمالات به فهم عرفی نزدیک‌تر و قابل‌قبول‌تر است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

قول راجح در تخصيص عام به مخصص منفصل يا استثناء متصل

8
  • چطور اینکه در جریان اجرای اصول عملیه، این اصول بر شک ورود دارند یا حکومت دارند ـ شما در ادلۀ حجّیت خبر واحد یا ظنون معتبره یا قائل به حکومت هستید اگر این اصول را معمِّم بدانید؛ یا قائل به ورود هستید اگر این اصول را حجت بدانید. حجة، لاحجة را اصلاً برمی‌دارد. یعنی وقتی مورد، مورد شک در حجّیت باشد در اینجا شارع می‌گوید: هذا حجةٌ. پس حجت اصلاً زمینه را برای شک در عدم حجّیت درصورتی‌که آن حجت به تواتر و به قطع ثابت شده باشد برمی‌دارد ـ در اینجا هم نفس العلم، نفس علم به واقع دیگر اصلاً زمینه را برای بینه و ید و ... برمی‌دارد. در اینجا اگر صد هزارتا بینه هم بیایند اصلاً قاضی باید بگوید: آقا برو بیرون شهادت شما هیچ تأثیری ندارد. اگر بیست نفر، سی نفر از مؤمنین شهادت می‌د‌هند، خب شهادت بدهند! صدتا دیگر هم شهادت بدهند؛ مگر با شهادت مؤمنین حکم عوض می‌شود؟! مگر واقع تغییر پیدا می‌کند؟!

  • پس این مسئله همیشه در ذهنمان باشد که حکم به ظاهر و عمل به امارات در مقام جهل به واقع است، و طریق به واقع است نه در مقام جایگزینی واقع و اینکه حتی با وجود علم به واقع باز امارات به‌جای علم و به‌جای قطع قاطع و عالم بنشینند. حالا این مسئله را به اجمال عرض کردم مفصلش دیگر بماند برای بعد.

  • منظور من این است که در همین مسئله ما می‌بینیم در قوانین بین‌الملل هم مسئله همین است. یعنی اگر از قرائنی ثابت شد که در این مورد علم هست آنها دیگر دنبال بینه و ید و ... نمی‌گردند. یعنی آن فطرت سلیم انسانی و آن عقل سلیم، خودش این موضوع را درک می‌کند که رسیدن به مطلوب، در درجۀ اوّل از اولویت قرار دارد. اگر دست ما از واقع و حقیقت کوتاه بود آن‌وقت سراغ چیزهای دیگر می‌رویم. می‌بینیم اینها هم همین‌طور دارند عمل می‌کنند، آنها هم دارند انجام می‌دهند.

/