اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی

14٬084
اصول

استصحاب عدم ازلی یکی از مباحث مهم در تعیین حکم فرد مشتبه پس از تخصیص عام است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مشهور اصولیان را درباره جریان استصحاب عدم ازلی و نقش آن در اثبات خروج یا دخول فرد مشتبه در عام بررسی می‌کند. سپس با تفکیک میان استصحاب عدم وصفی و استصحاب عدم موضوعی، به تحلیل ارکان استصحاب، به‌ویژه ضرورت بقای موضوع، می‌پردازد و اشکال تبدل موضوع را در استصحاب عدم قرشیت مطرح می‌کند. در ادامه، مبنای عرفی حجیت استصحاب، امکان جریان استصحاب در امور عدمی و نسبت میان استصحاب و آثار شرعی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن حدود اعتبار استصحاب عدم ازلی و نقد برخی مبانی مشهور در استنباط احکام اصولی است.

بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی

توضیحات:

استصحاب عدم ازلی یکی از مباحث مهم در تعیین حکم فرد مشتبه پس از تخصیص عام است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مشهور اصولیان را درباره جریان استصحاب عدم ازلی و نقش آن در اثبات خروج یا دخول فرد مشتبه در عام بررسی می‌کند. سپس با تفکیک میان استصحاب عدم وصفی و استصحاب عدم موضوعی، به تحلیل ارکان استصحاب، به‌ویژه ضرورت بقای موضوع، می‌پردازد و اشکال تبدل موضوع را در استصحاب عدم قرشیت مطرح می‌کند. در ادامه، مبنای عرفی حجیت استصحاب، امکان جریان استصحاب در امور عدمی و نسبت میان استصحاب و آثار شرعی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن حدود اعتبار استصحاب عدم ازلی و نقد برخی مبانی مشهور در استنباط احکام اصولی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی

5
  • حالا چه برسد به اینکه این استصحاب عدم نعتی توأم باشد با انتفاء موضوع یا توأم با انتفاء موضوع هم نباشد. یعنی در قرشیّت، اصل عدم قرشیّت ازلی را اصلاً عرف به این مسئله بها نمی‌دهد که آن را شما استصحاب کنید که حمل کنید پس هذا لیس بقرشی. به‌خاطر اینکه عرف همیشه بر جهت وجودی یک موضوع عنایت دارد. یعنی یک موضوع را مفروض الثبوت می‌گیرد، آن‌وقت همراه با آن موضوع مفروض الثبوت، وصفی را بر آن حمل می‌کند یا رد می‌کند؛ یا اینکه خود آن موضوع از ازل برای او منتفی بوده است و الآن انتفاء آن را اثبات می‌کند.

  • اما اینکه به‌جهت عدم موضوع در ازل، وصفی را ازلاً بر آن بار کند، بعد آن را تا زمان آنِ استصحاب سرایت بدهد، آن‌وقت در آن زمان این را بر این بار کند؛ عرف هم‌چنین محاوره‌ای و هم‌چنین قانونی ندارد. یعنی معمولاً این را انجام نمی‌دهند. گرچه به‌حسب ظاهر اشکالی ندارد غیر از آن اشکالاتی که قبلاً مطرح شد. یعنی اگر خود ادلۀ استصحاب، «لا تنقض الیقین»1 را شما بخواهید لحاظ کنید، خُب بله، «لا تنقض الیقین» می‌گوید که یقین سابق را شما می‌توانید تا آنِ لاحق استصحاب کنید.

  • نکته‌ای که در اینجا هست این است که شما در استصحاب عدم قرشیّت وقتی که می‌خواهید آن عدم قرشیّت را استصحاب کنید و اثبات کنید که فهذه المرأة لیس بقرشیة؛ در اینجا اشکالی به‌نظر می‌رسد و آن این است که شما مگر در استصحاب، بقاء موضوع را یکی از ارکان تحقق استصحاب نمی‌دانید؟! مرأه‌ای که قبلاً وجود نداشته است، شما در اینجا بر اساس عدم وجود او، استصحاب نعتی را به مفاد لیس یا کان تامه، یعنی صرف عدم القرشیۀ ازلی را استصحاب می‌کنید و بعد می‌خواهید آن عدم القرشیة را بر این زن حمل کنید. و به مفاد لیس یا کان تامه، یک عدم نعتی را که عدم القرشیة باشد استصحاب می‌کنید. باید ببینیم که در آنجا این نعت شما بر چه موضوعی بار است؟ موضوع در آنجا عدم الموضوع است. یعنی عدم القرشیۀ ازلی، موضوعش عدم وجود موضوع آن مرأه در زمان مستصحب است؛ و الاّ ما نعتِ روی هوا که نداریم! ما نعت را از آسمان به روی زمین که پایین نمی‌کشیم!

    1.  وسائل الشيعة، ج ‌1، ص 245.
/