
امکان استصحاب عدم نعتی بدون استصحاب منعوت
بررسی نظر مرحوم نائینی و آیةالله حکیم
امکان استصحاب عدم نعتی محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از نقش مخصص در اخراج و تعنون عام سخن میگوید و سپس بحث را به استصحاب عدم نعتی، عدم ازلی و تفاوت آن با عدم موضوعی و عدم حملی پیوند میدهد. در ادامه این پرسش را بررسی میکند که آیا میتوان عدم نعت را بدون استصحاب موصوف یا موضوع آن استصحاب کرد یا نه. برای روشنشدن مسئله، نمونههایی مانند عدم قرشیت، عدم عدالت و عدم تذکیه مطرح میشود. سپس دیدگاه مرحوم نائینی درباره ارتباط استصحاب عدم نعتی با قضایای حملیه و شرطیه و نیز اشکال ایشان به اثبات مفاد لیس ناقصه بررسی میشود. در پایان، اشکال مرحوم حکیم به این مبنا و نقد آن مطرح میشود و حدود اعتبار استصحاب عدم نعتی در تطبیق بر موضوعات خارجی تبیین میگردد.
امکان استصحاب عدم نعتی بدون استصحاب منعوت
توضیحات:
امکان استصحاب عدم نعتی محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از نقش مخصص در اخراج و تعنون عام سخن میگوید و سپس بحث را به استصحاب عدم نعتی، عدم ازلی و تفاوت آن با عدم موضوعی و عدم حملی پیوند میدهد. در ادامه این پرسش را بررسی میکند که آیا میتوان عدم نعت را بدون استصحاب موصوف یا موضوع آن استصحاب کرد یا نه. برای روشنشدن مسئله، نمونههایی مانند عدم قرشیت، عدم عدالت و عدم تذکیه مطرح میشود. سپس دیدگاه مرحوم نائینی درباره ارتباط استصحاب عدم نعتی با قضایای حملیه و شرطیه و نیز اشکال ایشان به اثبات مفاد لیس ناقصه بررسی میشود. در پایان، اشکال مرحوم حکیم به این مبنا و نقد آن مطرح میشود و حدود اعتبار استصحاب عدم نعتی در تطبیق بر موضوعات خارجی تبیین میگردد.
امکان استصحاب عدم نعتی بدون استصحاب منعوت
9نظر مرحوم نائینی در استصحاب عدم نعتی و اشکال آن
مرحوم نائینی در اینجا از یک راه دیگر وارد شدند. ایشان به مقتضای آن قضایای حملیهشان که ارجاع قضایای حملیه به قضایای شرطیه است یا ارجاع قضایای شرطیه به قضایای حملیه است؛ ـ این قضیه هم از این نقطۀنظر اشکالی ندارد ـ فرمودهاند که مسئله از جای دیگر خراب است.
گفتهاند ما در هر قضیۀ حملیهای موضوع را به عنوان محاکی با خارج درنظر میگیریم و باید به قضیۀ شرطیه ارجاعش بدهیم. یعنی وقتی که میگوییم: أکرم الرجل العالم معنایش این است أکرم الرجل إذا وجد، شرطش این است که فرض کنید که عالم باشد. اما رجلی که معلوم نیست در خارج تحقق پیدا کند یا نه، خُب آن وجوب اصلاً سر او نمیآید. پس اکرام بر سر رجل میآید بشرط وجوده. یعنی ارجاع قضایای حملیه به قضایای شرطیه. چطور اینکه در قضایای شرطیه هم ایشان ارجاع میدهند هر قضیۀ شرطیه را به دو قضیۀ حملیه.
بناءًعلیٰهذا در آن عدم نعتی و استصحاب عدم نعتی که شما میخواهید عدم قرشیّت را بر این زن حمل کنید، یا وقتی که میخواهید بگویید که أکرم العلماء إلّا الفساق یا و لا تکرم الفساق که جنبۀ نفیی قضیه درنظر است، یا در مثالی که زدند المرأة تحیض إلی خمسین سنة إلّا القرشیّة فإنها تحیض إلی ستّین سنة، در اینجا در شک بین قرشی بودن و عدم قرشی بودن، معنای المرأة تحیض إلی خمسین سنة این است که المرأة إذا وجدت فی الخارج فهی تحیض إلی خمسین سنة إلّا القرشیّة.
آنوقت شما در اینجا میخواهید با استصحاب عدم نعتی به مفاد کان تامه، در اینجا عدم نعتی را به مفاد لیس ناقصه اثبات کنید. یعنی بگویید که چون ما یک عدم القرشیهای را در ازل داشتیم و فاعلی برای این قرشی بودن، وجود نداشته است آن عدم نعتی را اثبات میکنید و میگویید فهذا المرأة لیست بقرشیّة. عدم قرشیّت را برای این مرأة به مفاد لیس ناقصه اثبات میکنید. یعنی فهذا المرأة الموجودة لیست بقرشیّة.
