اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد دیدگاه مرحوم کمپانی در ترسیم موضوع برای عام

و اشاره‌ای به مبحث انعقاد ظهور

14٬041
اصول

نقد مبنای مرحوم کمپانی در موضوع عام و نقش ظهور در تخصیص، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم کمپانی را درباره تفکیک میان بعث حقیقی و بعث انشائی و تأثیر آن در ترسیم موضوع عام توضیح می‌دهد. سپس این مبنا را از زاویه کیفیت انعقاد ظهور در کلام مولا بررسی کرده و با مثال‌های عرفی مانند «رأیت أسداً فی الحمام» نشان می‌دهد که ظهور نهایی یک جمله پس از ملاحظه تمام قیود، مخصص‌ها و قرائن شکل می‌گیرد. در ادامه، مسئله تخصیص عام به وسیله خاص، تفاوت ظهور بدوی و ظهور نهایی، و نقش قرائن متصل و منفصل در کشف مراد متکلم تحلیل می‌شود. همچنین اشکالات مطرح‌شده درباره معنون شدن عام به نقیض خاص و مسئله تمسک به عام در شبهه مصداقیه مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. حاصل بحث تبیین این نکته است که مراد مولا از ابتدا بر موضوع مقید به نقیض خاص منطبق است و ظهور نهایی کلام بر همین اساس شکل می‌گیرد.

نقد دیدگاه مرحوم کمپانی در ترسیم موضوع برای عام

توضیحات:

نقد مبنای مرحوم کمپانی در موضوع عام و نقش ظهور در تخصیص، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم کمپانی را درباره تفکیک میان بعث حقیقی و بعث انشائی و تأثیر آن در ترسیم موضوع عام توضیح می‌دهد. سپس این مبنا را از زاویه کیفیت انعقاد ظهور در کلام مولا بررسی کرده و با مثال‌های عرفی مانند «رأیت أسداً فی الحمام» نشان می‌دهد که ظهور نهایی یک جمله پس از ملاحظه تمام قیود، مخصص‌ها و قرائن شکل می‌گیرد. در ادامه، مسئله تخصیص عام به وسیله خاص، تفاوت ظهور بدوی و ظهور نهایی، و نقش قرائن متصل و منفصل در کشف مراد متکلم تحلیل می‌شود. همچنین اشکالات مطرح‌شده درباره معنون شدن عام به نقیض خاص و مسئله تمسک به عام در شبهه مصداقیه مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. حاصل بحث تبیین این نکته است که مراد مولا از ابتدا بر موضوع مقید به نقیض خاص منطبق است و ظهور نهایی کلام بر همین اساس شکل می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد دیدگاه مرحوم کمپانی در ترسیم موضوع برای عام

11
  • لو قیل به اینکه این انتزاعی است، یعنی وصف عموم و وصف اطلاق انتزاعی است.

  • خُب ما هم در اینجا همین حرف را می‌زنیم، می‌گوییم که در أکرم الرجل الذی لیس بفاسق این هم انتزاعی است. وقتی که شما فاسق را از تحت علما خارج می‌کنید وصفی را انتزاع می‌کنید، آن وصف، وصف غیر الفاسق است. بنابراین از اوّل مولا گفته است: أکرم رجل الذی لیس بفاسق، هیچ فرقی با همدیگر ندارند.

  • اشکال سوم

  • دلیل دیگری که آنها ذکر کرده‌اند برای این، این است که این عدم تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه، به‌خاطر اختلاف عناوین است. یعنی چون ما در اینجا یک عنوان عدم الفسق داریم لذا در اینجا در این شبهۀ مصداقیه نمی‌توانیم به عام تمسک کنیم. اگر این عنوان را نداشتیم، پس این همه علمایی که در اینجا می‌گویند که در شبهات مصداقیه تمسک به عام نمی‌شود کرد، چرا می‌گویند که نمی‌شود کرد؟! شما با اصل، فاسق را خارج کردید، از این طرف در تحت عام است، دیگر تمسک به عام ما در اینجا نداریم. یعنی در اینجا عدم تمسک بلاوجه می‌شود و اینکه علما می‌گویند که نمی‌شود به عام تمسک کرد، در اینجا دیگر دلیلی ندارد.

  • شما می‌گویید که اگر ما بخواهیم آن فاسق را خارج کنیم، این مشتبه بخواهد داخل در تحت این عام باشد می‌شود اصل مثبت. یعنی ما با عدم فسق خارج می‌کنیم فسق را، بعد آن را داخل می‌کنیم پس لیس بفاسق است. اینکه می‌گویید: پس لیس بفاسق است؛ می‌شود اصل مثبت، ولی اگر لیس بفاسق را شما نداشتید، خُب خودش در تحت عام داخل بود دیگر!

  • ایشان می‌گویند همین تردد بین خاص و تردد بین عام، همین کفایت می‌کند برای اینکه ما نتوانیم در شبهات مصداقیه به عام تمسک کنیم.1

  • عرض بنده این است که تردد ناشی از چیست؟ تردد ناشی از این است که این جزئی، این فرد، در تحت این عنوان داخل است یا در تحت آن عنوان داخل نیست؟ تردد از این، ناشی می‌شود. در اینکه در تحت أکرم الرجل العالم داخل است که شکی نداریم، هم ما و هم شما اتفاق داریم بر اینکه این آقا عالم است و در تحت أکرم العلماء داخل است. بنابراین چیزی که باعث می‌شود ما نتوانیم این را در تحت أکرم العلماء داخل کنیم این است که علما متصف هستند به غیر فسق و الاّ اگر این نبود تردد نداشتیم. بله تردد داریم در اینکه فاسق هست یا نه؟ با اصل، این را از آنجا درمی‌آوریم؛ اصل، عدم فسق است. اما اینکه حالا که از فسق درآوردیم آیا رفت داخل در علما؟ این عالم است دیگر، وقتی که عالم باشد خُب رفته است دیگر! پس چرا شما می‌گویید تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه نمی‌شود کرد؟ پس به‌خاطر این است که یک عنوانی در اینجا باید باشد.

    1.  همان.
/ 260