
تبیین اشکال دخول فرد مشکوک تحت عام
محصل مطالب جلسات گذشته
تمسک به عام در فرد مشکوک بعد از تخصیص، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مشهور اصولیان را درباره احراز دخول فرد مشکوک در عام پس از خروج از تحت مخصص بررسی میکنند و توضیح میدهند که این مبنا بر فرض بقای عنوان عام پس از تخصیص استوار است. سپس با تبیین مبنای خود، نشان میدهند که عام پس از ورود مخصص به عنوان نقیض خاص بازمیگردد و دیگر نمیتوان فرد مشکوک را بالوجدان داخل در عام دانست. در ادامه، رابطه میان ظهور و حجیت، نقش مخصص متصل و منفصل در انعقاد ظهور، و تفاوت ظهور بدوی با ظهور معتبر عرفی مورد تحلیل قرار میگیرد. حاصل بحث این است که در شبهات مصداقیه، تمسک به عام بدون احراز خروج فرد از تحت خاص امکانپذیر نیست و عام پس از تخصیص، موضوع و محدودهای متفاوت از ظاهر ابتدایی خود پیدا میکند.
تبیین اشکال دخول فرد مشکوک تحت عام
توضیحات:
تمسک به عام در فرد مشکوک بعد از تخصیص، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مشهور اصولیان را درباره احراز دخول فرد مشکوک در عام پس از خروج از تحت مخصص بررسی میکنند و توضیح میدهند که این مبنا بر فرض بقای عنوان عام پس از تخصیص استوار است. سپس با تبیین مبنای خود، نشان میدهند که عام پس از ورود مخصص به عنوان نقیض خاص بازمیگردد و دیگر نمیتوان فرد مشکوک را بالوجدان داخل در عام دانست. در ادامه، رابطه میان ظهور و حجیت، نقش مخصص متصل و منفصل در انعقاد ظهور، و تفاوت ظهور بدوی با ظهور معتبر عرفی مورد تحلیل قرار میگیرد. حاصل بحث این است که در شبهات مصداقیه، تمسک به عام بدون احراز خروج فرد از تحت خاص امکانپذیر نیست و عام پس از تخصیص، موضوع و محدودهای متفاوت از ظاهر ابتدایی خود پیدا میکند.
تبیین اشکال دخول فرد مشکوک تحت عام
7ظهور این است که مخاطب در مقام تفهم، با توجه به شرایط عرفی و شرایط خاص که عرف خاص باشد و ارتکازات خودش، معنایی درنظرش آمد حالا شد ظهور. بنابر اینکه ظهور انجام شد، الآن حجّیت به دنبال آن خواهد آمد. در اینجا آن مسئلۀ افتراق بین ما و بین دیگران پیدا میشود و آن این است که حالا این ظهور پیدا شد، منبابمثال یک هفتۀ بعد ما به قرینهای برخورد میکنیم که متوجه میشویم فرض کنید مولا با مثال خلاف این را بیان کرده است، این میشود مخصص. یعنی اینجا مسئله این میشود که با وجود ظهور، در اینجا حجّیت از این ظهور افتراق پیدا میکند.
تلمیذ: میشود گفت اینجا ظهور هست، حجت هست، ولی حجت اقویٰ آمد؟
استاد: نه، حجّت اقویٰ دیگر نیست. آن مسئلۀ بعدی کشف خلاف میکند.
تلمیذ: چون اگر چنانچه قرینه متصل باشد از همان اوّل حجّیت را نمیآورد.
استاد: ببینید ما اصلاً نیازی به حجّیت نداریم. آن چیزی را که ما کار داریم ظهور است. ما اصلاً به حجّیت کار نداریم.
تلمیذ: ظهور و حجّیت تقریباً یکی است.
استاد: بله، حجّیت مسئلهای است که تابع ظهور است. حالا اگر قرینه قرینۀ متصله بود از همان اوّل ظهور منعقد میشود. اگر قرینه قرینۀ منفصله بود ما آن مقداری که عرف صبر میکند برای اینکه ظهور بر آن منعقد بشود، آنقدر صبر میکنیم؛ وقتی که صبر کردیم و فهمیدیم که کلام مولا [مخصصی ندارد میگوییم که این عام الآن ظهور پیدا کرد؛ البته] با توجه به اینکه ما احتمال خلاف میدهیم، چون اگر احتمال خلاف ندهیم که نص است. با توجه به احتمال خلاف مخصوصاً در عام که میگویند: ما من عام إلاّ و قد خص، با توجه به این قضیه ما میگوییم که این عام الآن ظهور پیدا کرد، به مقتضای این ظهور حجّیت گریبان ما را میگیرد.
منبابمثال اگر مولا یک هفتۀ بعد مخصصش را گفت، هنوز وقت عمل هم نرسیده است؛ مثلاً میگوید که شما دو هفتۀ دیگر تمام علمای قم را باید سور بدهی. بعد ما میگوییم که مولا که نمیتواند بگوید تمام علما را سور بده؛ این حتماً یک چیزی در کارش هست. بعد هرچه صبر میکنیم، میبینیم نه، مولا جدی است و میپرسد که آیا همۀ علما را دعوت کردی؟ کمکم متوجه میشویم مثل اینکه منظورش همه است! دو روز مانده یکدفعه میگوید که الا الفساق؛ فساق را خارج کن. در اینجا این مخصص میشود خلاف ظهور. یعنی این ظهوری که با توجه به شرایط و عدم قرینۀ حالیه، عدم قرینۀ مقالیه، عدم مستثنای متصل، عدم مخصص منفصل برای ما منعقد شده بود، یکدفعه قرینه برخلاف آمد، این دیگر میشود قرینۀ برخلاف ظهور.
