
بررسی اشکال وجوب فحص از مخصِّص بر مبنای تنجیز علم اجمالی
وجوب فحص از مخصص بر پایه علم اجمالی، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بیان تفاوت مبانی وجوب فحص در اصول عملیه و اصول لفظیه، دیدگاه کسانی را بررسی میکند که تنجیز علم اجمالی را دلیل لزوم جستوجو از مخصصات و مقیدات میدانند. در ادامه، اشکالات وارد بر این مبنا را مطرح کرده و مسئلۀ علم اجمالی کبیر و صغیر، انحلال علم اجمالی و تأثیر آن بر بقای وجوب فحص را بهتفصیل تحلیل میکند. سپس پاسخ مرحوم نائینی و تقسیم علم اجمالی به مرسل و معین را بررسی و نقد مینماید. حاصل بحث آن است که وجوب فحص را نمیتوان صرفاً بر علم اجمالی مبتنی دانست، بلکه سیرۀ عقلائیه و روش متعارف شارع در بیان عام و خاص، نقش اساسی در اثبات لزوم فحص از مخصصات و مقیدات دارند.
بررسی اشکال وجوب فحص از مخصِّص بر مبنای تنجیز علم اجمالی
توضیحات:
وجوب فحص از مخصص بر پایه علم اجمالی، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بیان تفاوت مبانی وجوب فحص در اصول عملیه و اصول لفظیه، دیدگاه کسانی را بررسی میکند که تنجیز علم اجمالی را دلیل لزوم جستوجو از مخصصات و مقیدات میدانند. در ادامه، اشکالات وارد بر این مبنا را مطرح کرده و مسئلۀ علم اجمالی کبیر و صغیر، انحلال علم اجمالی و تأثیر آن بر بقای وجوب فحص را بهتفصیل تحلیل میکند. سپس پاسخ مرحوم نائینی و تقسیم علم اجمالی به مرسل و معین را بررسی و نقد مینماید. حاصل بحث آن است که وجوب فحص را نمیتوان صرفاً بر علم اجمالی مبتنی دانست، بلکه سیرۀ عقلائیه و روش متعارف شارع در بیان عام و خاص، نقش اساسی در اثبات لزوم فحص از مخصصات و مقیدات دارند.
بررسی اشکال وجوب فحص از مخصِّص بر مبنای تنجیز علم اجمالی
13پاسخ صحیح به اشکال
جوابی که میتوانیم به این اشکال در اینجا بدهیم این است:
اوّلاً: ما اصلاً نیازی به علم اجمالی نداریم، وجوب فحص یک سیرۀ عقلائیه است و دلیل و احکام عقل است بر اینکه اگر فحص نکنیم موجب میشود که احکام بهطورکلی ازبین بروند و از ثبوت خودش رفع خودش لازم بیاید؛ چون شرع وجوب را با ادلهای آورده است؛ لا تَنقض الیقینَ بِالشَّک و ادلۀ اباحه در اصول عملیه، در اصول لفظیه هم که سیرۀ عقلائیه است.
ثانیاً: وقتی بدانیم که دَیدَن شارع بر این است که عامش ـ به قول مرحوم آخوند ـ در معرض تخصیص است، فرض کنید که هزارتا عام گفته است و ما میدانیم از این هزارتا، حداقل نهصدتای آن ما مِن عامٍ إلاّ و قد خُصّ بوده است، در اینجا دیدن شارع موجب میشود که عبد بدون تفحص به عام و اطلاق عمل نکند. وقتی که عبد بداند دیدن مولا اینطور است که وقتی امروز یک حرفی را میزند تا عصر یک مخصِّصی میآورد، آیا میتواند قبل از عصر بهدنبالش برود؟! نه، باید صبر کند.
وقتی که بدانیم دیدن ائمه علیهمالسّلام و کتابالله و روایات بر این است که همۀ مخصِّصات و مقیِّدات را در اول امر و در بادی امر نمیآورند؛ بنابراین بهمجرد ظفر به یک عام با توجه به اینکه آن عام در معرض تخصیص است، نمیتوانیم به آن عمل کنیم و این همان سیرۀ عقلائیه و اتکاء بر دلیل عقل است بر اینکه عبد باید در مقام اطاعت به مقتضای دیدن مولا عمل کند، بهطوریکه مورد مؤاخذه واقع نشود. این یک مطلب.
و اما مطلب دیگر اینکه اگر علم اجمالی را اینطور تفسیر کنیم که ما با توجه به خصوصیت مولا، به علم اجمالی میدانیم که عمومات یا اطلاقاتی که مولا در مقام بیان [القاء] کرده است، خاصها و مقیِّداتی دارد که لو تَفَحَّصنا عَنه لَظَفَرنا به یعنی اگر تفحص کنیم به آنها میرسیم، اگر این علم اجمالی را داشته باشیم، این علم اجمالی ما را به تفحص بر این عامِ بهخصوص ملزم میکند و رسیدن به خاص موجب انحلال میشود، نرسیدنش هم دوباره موجب انحلال میشود، این نحوۀ علم اجمالی در اینجا میتواند مدرک برای وجوب فحص باشد.
