
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
توضیحات:
المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
10مرحوم نائینی در اینجا یک بیان ظریفی دارد که به مناسبت آن جهت، این مطلب را میفرمایند. او آنقدر میفهمد بر اینکه خود الفاظ عموم دلالت بر عموم میکند، یعنی مرحوم نائینی نمیفهمد که «کل» دلالت بر عموم میکند؟! بین کل و جزء فرق نمیگذارد؟! بین الف و لامی که دلالت بر استغراق میکند با الف و لام معرفه فرق نمیگذارد؟! بین ما و الاّ فرق نمیگذارد؟! بین لیس و الاّ فرق نمیگذارد؟! چطور ایشان چنین حرفی را میزند؟! یک طلبۀ نحوی خوان این چیزها را میفهمد! منظور مرحوم نائینی در این است که ما گفتیم که متکلم در مقام بیان است، اگر ما احراز کردیم متکلم ما متکلمی است که اغلب عموماتش را تخصیص میزند و متکلمی است که بسیاری از تخصیصهای خودش را بعد میآورد و به لحاظ مصلحتی در عدم بیانش و مفسدهای در بیان عاجلش، آن مخصِّص را ذکر نمیکند و بعد از زمانی آن را منفصل میآورد، وقتی که ما چنین نص و دَیدَنی را از مولا مشاهده کردیم، آنوقت اینکه متکلم در مقام بیان است آیا برای ما این نکته را احراز نمیکند که این مولا مولایی است که اغلب عمومات، اطلاقات و ظواهرش در معرض تخصیص، اطلاق، قید، قرائن و امثالذلک هست؟! ایشان میخواهند این مطلب را بگوید...
اگر متکلم عام را آورد و کلامش با آن تمام میشود، وقتی که ما قرینۀ متصلی در اینجا ندیدیم، مخصِّص متصلی در اینجا ندیدیم، نفس عدم مخصِّص متصل آن ظهور عام را در عموم خودش در اینجا برای ما احراز میکند؛ پس ما دیگر برای چه بهدنبال منفصل بگردیم؟! میگوییم: برفرض اینکه مقدمات حکمت تمام باشد، خود عدم ظفر به قرینۀ متصله و عدم ظفر به مخصِّص متصل کافی است که در اینجا برای ما ظهور منعقد شود، آن هم نه ظهور اقتضایی بلکه اصلاً ظهور عملی؛ ظهوری که حکایت از مراد متکلم و مولا کند در اینجا برای ما پیدا شود. وقتی که پیدا نکردیم آنوقت میتوانیم عمل کنیم.
