اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی جواز انشاء در مقام تکلیف نسبت به معدومین

14٬051
اصول

جواز انشای تکلیف برای معدومین محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا بررسی می‌کنند که آیا خطابات و تکالیف شرعی در مقام انشاء می‌توانند شامل افراد معدوم و نسل‌های آینده نیز بشوند یا نه، و تفاوت میان فعلیت تکلیف و اصل انشای آن را توضیح می‌دهند. سپس با تبیین حقیقت احکام شرعی و نحوه تعلق آنها به موضوعات، نشان می‌دهند که احکام به‌صورت کلی جعل شده‌اند و اختصاصی به موضوعات موجود در عصر شارع ندارند. در ادامه بحث به مسئله مصالح و مفاسد احکام، نقد نگاه اعتباری صرف به اوامر و نواهی الهی، و نسبت اراده شارع با حکمت و غایت‌مندی تشریع کشیده می‌شود. بخش مهمی از جلسه نیز به نقش سیره عقلائیه در معاملات، معیار حجیت آن و امکان اعتبار معاملات و موضوعات جدید در فقه اختصاص دارد. حاصل بحث روشن شدن مبنای شمول احکام شرعی نسبت به افراد و موضوعات پدیدآمده در زمان‌های بعد است.

بررسی جواز انشاء در مقام تکلیف نسبت به معدومین

توضیحات:

جواز انشای تکلیف برای معدومین محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا بررسی می‌کنند که آیا خطابات و تکالیف شرعی در مقام انشاء می‌توانند شامل افراد معدوم و نسل‌های آینده نیز بشوند یا نه، و تفاوت میان فعلیت تکلیف و اصل انشای آن را توضیح می‌دهند. سپس با تبیین حقیقت احکام شرعی و نحوه تعلق آنها به موضوعات، نشان می‌دهند که احکام به‌صورت کلی جعل شده‌اند و اختصاصی به موضوعات موجود در عصر شارع ندارند. در ادامه بحث به مسئله مصالح و مفاسد احکام، نقد نگاه اعتباری صرف به اوامر و نواهی الهی، و نسبت اراده شارع با حکمت و غایت‌مندی تشریع کشیده می‌شود. بخش مهمی از جلسه نیز به نقش سیره عقلائیه در معاملات، معیار حجیت آن و امکان اعتبار معاملات و موضوعات جدید در فقه اختصاص دارد. حاصل بحث روشن شدن مبنای شمول احکام شرعی نسبت به افراد و موضوعات پدیدآمده در زمان‌های بعد است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی جواز انشاء در مقام تکلیف نسبت به معدومین

6
  • روی این حساب دیگر اوامر و نواهی، ارزش و اعتباریت اصلی و حقیقی خودشان را از دست می‌دهند؛ یعنی به دل‌خواه شرع و دل‌خواه شارع برمی‌گردند که بدون هیچ‌گونه مصلحتی که در اینجا درنظر گرفته شده باشد. یک وقت ما می‌توانیم یک مطلب را خیلی در مرتبۀ بالا درنظر بیاوریم و بحث را به آنجا ببریم و بگوییم که اصلاً هر امرونهی‌ای که از ناحیۀ شارع بیاید عین مصلحت است و مصلحت از او نشأت می‌گیرد، این یک حرف دیگری است ولی حرف اینها نیست.

  • تلمیذ: اینها هم که منکر مصلحت و مفسده نیستند.

  • استاد: چرا؟! اینها می‌گویند: «اعتبار»، می‌گویند: «شارع در یک ‌جا دلش خواسته است که زنا را حرام کند در یک ‌جا هم خواسته که زنا را واجب و حلال کند.1

  • تلمیذ: در زنا که منکر مصلحت و مفسده نیستند.

  • استاد: نه، اصلاً همان را می‌گویند. آن‌وقت می‌گویند که چطور شد در آن زمان مصلحت دارد در اینجا ندارد؟! زمان یکی است. هرجا ما مصلحت دیدیم می‌توانیم زنا کنیم ولو با محارم. چطور در یک‌ جا شراب حلال می‌شود و در یک ‌جا حرام؟!‌ این فقط صرف یک دل‌خواه است، فقط صرف دلخواه شرع است. من‌باب‌مثال زمان حضرت آدم علیه‌السّلام زنا ـ آن ‌هم زنای با محارم ـ حلال شود به‌خاطر اینکه شخص دیگری نبوده است که اینها با او ازدواج کنند؛ ولی الآن در زمان ما چون این مسئله منتفی هست زنا حرام می‌شود. حالا در زمان ما ممکن است به‌خاطر مصلحتی که شارع درنظر می‌گیرد، نه به‌خاطر مصلحت، اصلاً به‌خاطر کیفش است، یعنی ما را نرسد به اینکه اعمال شارع را براساس مصلحت و مفسده قرار دهیم.

  • ما کمتر از آن هستیم که بگوییم: «شارع براساس مصلحت این کار را کرده است» البته اگر بگوییم که شارع براساس مصلحت این کار را کرده است، آن مسئلۀ شما پیش می‌آید که پس تمام احکام در تمام ادوار دائر مدار مصلحت هستند و تشخیص مصلحت به عهدۀ ما است؛ بنابراین تغییر و تحول احکام در همه حال دیگر به‌دست ما است؛ یک ‌جا نماز واجب می‌شود یک‌ جا حرام می‌شود، یک‌جا روزه واجب می‌شود یک‌جا لغو می‌شود، یک‌جا حج واجب می‌شود یک جا فلان می‌شود چون دیگر تشخیص مصلحت به‌دست ما است، اگر این‌طور شود دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. اما نکته‌ای که اینها می‌گویند این است که اصلاً چون ﴿لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ﴾2 است یعنی خودش خلق کرده است و دخل و تصرف در مِلک هم حقِ اوّلیۀ مالک است؛ لذا امر هم به مقتضای خلق در اینجا پیش می‌آید.3 وقتی که شما مالک یک شیء هستید می‌توانید آن را روی طاقچه بگذارید، می‌توانید هم آن را در صندوق‌خانه بگذارید، هیچ فرقی ندارد، می‌توانید در هر مالی تصرف کنید. ما هم ملک برای خدا هستیم و خدا ملکیت حقیقی نسبت به ما دارد لذا می‌تواند هرطور که می‌خواهد نسبت به ما امرونهی داشته باشد. بنابراین از اینجا شرع نازل می‌شود و تشریع می‌شود اما بر مقتضای چه؟! بر مقتضای دل‌خواه خودش! اینجا مسئله پیش می‌آید.

    1. مصدر در حال بررسی (نوشتند جامع المقاصد تفتازانی/ شرح المواقف/ قاضی عضد ایجی/ تالیف میرسید شریف جرجانی)
    2. سوره اعراف (7) آیه 54.
    3. مصدر در حال بررسی
/ 380