اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فرق بین قرینۀ منفصله و قرینۀ متصله در ظهورات

بررسی اشکال مرحوم صدر

14٬048
اصول

حجیت ظهور قرآن و قرائن متصله موضوع اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تفاوت قرینه منفصله و قرینه متصله را در شکل‌گیری ظهور و حجیت الفاظ توضیح می‌دهد و سپس اشکال مرحوم شهید صدر را بررسی می‌کند؛ اشکالی که بر اساس آن احتمال وجود قرائن حالیه و متصله در زمان نزول، مانع از انعقاد ظهور آیات قرآن برای مخاطبان بعدی می‌شود. استاد با تحلیل سیره عقلائی، نقش شهادت سلبی ناقلان و جایگاه ظهورات عرفی، این مبنا را نقد می‌کند و نشان می‌دهد که پذیرش آن به تعطیل شدن بخش عظیمی از دلالت‌های قرآن می‌انجامد. در ادامه با استناد به آیات تدبر در قرآن، سیره مسلمانان و روش ائمه علیهم‌السلام، اثبات می‌کند که اصل ظهور قرآن برای مخاطبان حجت است، هرچند در برخی موارد برای فهم کامل مراد الهی باید به روایات، شأن نزول و قرائن تفسیری مراجعه کرد.

فرق بین قرینۀ منفصله و قرینۀ متصله در ظهورات

توضیحات:

حجیت ظهور قرآن و قرائن متصله موضوع اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تفاوت قرینه منفصله و قرینه متصله را در شکل‌گیری ظهور و حجیت الفاظ توضیح می‌دهد و سپس اشکال مرحوم شهید صدر را بررسی می‌کند؛ اشکالی که بر اساس آن احتمال وجود قرائن حالیه و متصله در زمان نزول، مانع از انعقاد ظهور آیات قرآن برای مخاطبان بعدی می‌شود. استاد با تحلیل سیره عقلائی، نقش شهادت سلبی ناقلان و جایگاه ظهورات عرفی، این مبنا را نقد می‌کند و نشان می‌دهد که پذیرش آن به تعطیل شدن بخش عظیمی از دلالت‌های قرآن می‌انجامد. در ادامه با استناد به آیات تدبر در قرآن، سیره مسلمانان و روش ائمه علیهم‌السلام، اثبات می‌کند که اصل ظهور قرآن برای مخاطبان حجت است، هرچند در برخی موارد برای فهم کامل مراد الهی باید به روایات، شأن نزول و قرائن تفسیری مراجعه کرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فرق بین قرینۀ منفصله و قرینۀ متصله در ظهورات

15
  • تلمیذ: مطلبی را خود حضرت‌عالی می‌فرمودید که در اجتهاد باید حتماً تاریخ و تفسیر بررسی شود. اینها مدخلیت در فهم معنای اجتهادی دارند.

  • استاد: بله دقیقاً همین‌طور است.

  • تلمیذ: اگر این‌طور است، بنابراین برای فهم آیات قرآن که خودش یکی از مبانی اجتهاد و اصول اجتهاد است، فهمیدن این قرائن لازم است.

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: یعنی با نداشتن قرائن، انسان مراد آیه را نمی‌فهمد.

  • استاد: بله، درست است اما ببینید مراد آیه کدام است؟ یک وقت می‌گویید که مراد آیه برحسب افرادی که اینها...

  • تلمیذ: انسان باید تمام موارد را ببیند؛ شأن نزول هست اینکه در روز نازل شده یا در شب نازل شده است، در ایام جنگ بوده یا غیر جنگ بوده است، تمام این شئونات و قرائن را آدم باید بفهمد تا مراد آیه را بفهمد.

  • استاد: ببینید مراد آیه یک حرفی است اما این مراد چه مراتبی دارد حرف دیگر است.

  • تلمیذ: اقلّ مراتبش ظهورش است.

  • استاد: همین اقلّ مراتب را می‌فهمیم.

  • تلمیذ: این ظهور در اجتهاد کافی است؟!

  • استاد: نمی‌خواهم بگویم که در اجتهاد کافی است. هر کدام از اینها در هر رتبه‌ای که [قرار] دارند باید لحاظ شوند؛ من‌باب‌مثال اگر شخصی می‌خواهد حکم کند، وقتی که به این آیه نگاه می‌کند ﴿وَمَن قُتِلَ مَظۡلُومٗا فَقَدۡ جَعَلۡنَا لِوَلِيِّهِۦ سُلۡطَٰنٗا فَلَا يُسۡرِف فِّي ٱلۡقَتۡلِ إِنَّهُۥ كَانَ مَنصُورٗا﴾1 می‌‌بیند که این آیه دیگر شأن نزول و این حرف‌ها نمی‌خواهد، حالا شأن نزولش در مورد آن مرد است که آن زن را کشته است2 خیلی خُب باشد اما آیه ﴿وَمَن قُتِلَ مَظۡلُومٗا فَقَدۡ جَعَلۡنَا لِوَلِيِّهِۦ سُلۡطَٰنٗا﴾ بدون مراجعه به هیچ کتابی مدرک برای حکم می‌شود، حالا حدود و ثغورش چیست؟ مقدارش چیست؟ قتل چگونه است؟ قتل عمدی باشد، سهوی باشد، خطایی باشد، شبه‌عمد باشد بابت اینها باید به روایات مراجعه کنیم و ببینیم که چه هست. اما نفس این آیه برای ما این حکم را می‌رساند که در هر قتلی ولیّ او می‌تواند تقاص کند، حالا خصوصیا‌تش چیست؟ آن یک مسئلۀ دیگر است، آیا در قتل عمد این قضیه است یا شبه‌عمد را هم شامل می‌شود؟ قتل خطایی را باید چه‌کار کرد؟ اینها را دیگر این آیه نمی‌رساند.

    1. سوره اسراء (17) آیه 33.
    2.  تفسیر العیاشی، ج 2، ص 291:
      «عن أبی‌العبّاس قال سألت أباعبدالله علیه‌السلام عن رجلین قتلا رجلا فقال: ”یخیّر ولیّه أن یقتل أیّهما شاء و یغرّم الباقی نصف الدّیة أعنی دیة المقتول فیردّ على ورثته و كذلك إن قتل رجل امراة إن قبلوا دیة المرأة فذاك و إن أبى أولیاؤها إلّا قتل قاتلها غرموا نصف دیة الرّجل و قتلوه و هو قول الله: ﴿فَقَدۡ جَعَلۡنَا لِوَلِيِّهِۦ سُلۡطَٰنٗا فَلَا يُسۡرِف فِّي ٱلۡقَتۡلِ﴾*“.»
      * سوره اسراء (17) آیه 33.
/ 260